راما هوشمند وزیری مدیر و عضو هیات رئیسه مجتمع فرهنگی – هنری کارآفرین هنر وزیری

راما هوشمند وزیری مدیر و عضو هیات رئیسه مجتمع فرهنگی – هنری کارآفرین هنر وزیری
تیر 3, 1399
529 بازدید

راما هوشمند وزیری مدیر و عضو هیات رئیسه مجتمع فرهنگی – هنری کارآفرین هنر وزیری بخش: صنعت صنایع دستی-گردشگری- فرهنگی تابلوی افتخارات: – دریافت چندین لوح از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شمیرانات – لوح شرکت در نمایشگاه های انفرادی و گروهی – برگزاری چندین نمایشگاه در کشور ترکیه و… فعالیت ها و سمت ها: […]

راما هوشمند وزیری
مدیر و عضو هیات رئیسه مجتمع فرهنگی هنری کارآفرین هنر وزیری
بخش: صنعت صنایع دستی-گردشگری- فرهنگی
تابلوی افتخارات:
– دریافت چندین لوح از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شمیرانات
– لوح شرکت در نمایشگاه های انفرادی و گروهی
– برگزاری چندین نمایشگاه در کشور ترکیه
و…
فعالیت ها و سمت ها:
– مدیر و عضو هیات رئیسه مجتمع فرهنگی هنری کارآفرین هنر وزیری
– مدیر اجرایی غارموزه و مدیر و موسس کارگاه صنایع دستی و تولیدی مجتمع
– عضو انجمن زنان مدیر کارافرین
– عضو هیات مدیره انجمن ملی زنان کارافرین
– عضو کانون زنان بازرگان
– عضو کانون مدیران
– عضو کمیته بین المللی موزه های دنیا

راما هوشمند وزیری متولد سال1354در شهر تهران محله امیریه هستم. در دوران مدرسه بسیارکوشا و درس خوان بودم و همیشه نمرات خوبی می گرفتم و شاید دلیلش مادرم بود که
چون خودشان دبیر بودند و ه ما سختگیری می کردند.در دوران دبیرستان رشته ریاضی فیزیک را با نمرات خوب گذراندم و تابستان ها درکارگاه هنری پدرم کار می کردم.
میشه لحظه شماری می کردم که تابستان بشود و بتوانم در فضای کارگاه پدرم کار هنری یاد بگیرم. پشتکار ایشان را که درکار می دیدم بسیارتجربه عالی برای من بود و همیشه آرزو داشتم درآینده مثل ایشان باشم. درسال 1371-1372که دیپلم ریاضی گرفتم با توصیه مادرم رشته های مهندسی را انتخاب کردم و در رشته مهندسی فیزیک قبول شدم. از ترم سوم بود که می خواستم انصراف بدهم و هنر بخوانم، ولی مادرم همیشه می گفتند که درکار هنری پول نیست
و باید مهندسی بخوانی. متاسفانه آن زمان حدود 24سال قبل مثل الان به رشته های هنری بهاء داده نمی شد. بالاخره درسال 1381در رشته مهندسی فیزیک فارغ التحصیل شدم. دردوران تحصیل مدرس خصوصی ریاضیات و فیزیک بودم و از راه تدریس درآمد داشتم. هرموقع هم وقت آزادی پیداکردم درکارگاه هنری پدرم مشغول به آموختن و کار بودم. یک سال هم به عنوان معلم درمدرسه
تدریس کردم. ولی به این کارعلاقه نداشتم وهمیشه دوست داشتم که خودم کار مستقلی داشته باشم.
به علت ازدواج و مشغله های بچه داری کمی از کار فاصله گرفتم تا اینکه در سال1381آموزشگاه هنرهای تجسمی مثلث را با خواهرم تاسیس کردیم. اوایل کار خیلی
سخت بود. چون با فصل پائیز و زمستان وکمبود هنرجو مواجه شدیم . ازنظر مالی خصوصا برای اجاره محل به مشکل برخوردیم، ولی به دنبال گرفتن سفارش کار هم بودیم. ابتدا تابلوهای
نقاشی را روی پارچه و لباس باتیک انجام دادیم که کاربردی بود. کارگاه های آموزشی خاص برگزارکردیم. همین طورشعبه انجمن خوشنویسان درغرب تهران (مرزداران)را گرفتیم.
خلاصه به هرزحمتی که بود حداقل هزینه ها را پوشش می دادیم و بعد از سال اول به درآمدزایی معقولی رسیدیم. تااینکه درتاریخ مهرماه 1384پدرم کارگاهشان را به لواسان انتقال
دادند ودرآنجا مجتمع فرهنگی هنری وزیری را تاسیس کردیم که هم بخش آموزشی داشتیم و هم کارگاهی. درسال 1385جواز کارگاه و تولیدات صنایع دستی ام را از سازمان میراث
فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی گرفتم و در بخش سفال و سرامیک و لعاب و کتیبه ها تولیدات خودرا آغازکردم.

تحصیلاتم را در سال 1386در رشته مدیریت در مقطع فوق لیسانس ادامه دادم. این رشته را به این دلیل انتخاب کردم که در ادامه کارهایم وگسترش آن احتیاج به علم بیشتری داشتم. در
بخش دیگری از مجموعه پدرم غاری را شروع به تراشیدن و ساختن کردیم که درآن المانهایی با طول های متفاوت ایجاد گردید. این کار خارق العاده و خاص بسیار مورد توجه قرارگرفت
و هر روز بسیاری ازمردم برای بازدید به این مجموعه مراجعه می کنند. طرح محتوایی موزه و کارهای اجرایی و اداری اش را انجام دادم و آن را به ثبت سازمان میراث فرهنگی رساندم.
در فضای محوطه بخش های مختلف آموزشی و گالری و سالن اجتماعات را اضافه کردیم. این مجتمع به عنوان اولین غارموزه خصوصی ایران به ثبت رسیده است.
به نظر من کار گروهی بسیارعالی است و به خصوص اینکه اگر به صورت فامیلی باشد بسیار موفقیت آمیز خواهد بود. وقتی یک استاد پیشکسوت تجربیات و علم خود را به نسل جوان
تر(فرزندانش)انتقال میدهد و به صورت گروهی کار و فعالیتی انجام شود انرژی تولید میشود که هرغیرممکنی را ممکن ساز می کند. حتی با دستان خالی و بدون هیچ پشتوانه ای کارهای
بزرگی انجام داد. همانطور که این مجموعه تماما با هزینه شخصی و سعی و کوشش شبانه روزی پابرجا شد.

درحال حاضر مدیر اجرایی موزه هستم و چون مدنظر این مجموعه کارآفرینی هست بخش آموزش و تولید و فروش راداریم که مدیریت آن نیز با خودم هست. با توجه به بازار فروش و
آثاری را که تولید میکنیم مخاطب بهتری پیدا کردیم. خدا را شکر خیلی از هنرجویان وفارغ التحصیلان هنری را توانستم مشغول به کارکنم و به مسئولیت اجتماعی ام عمل کنم.
به نظر من یک کارآفرین با تاسیس و ایجاد یک مجموعه درابتدا به صلاح جامعه و تولید اشتغال افراد فکرمی کند. درحال حاضر رویکرد بخشی ازآثار هنری موزه بازیافت است. در موضوع
محیط زیست بازیافت هنری موضوع مهم روز است. به همین منظور بخشی از فضای محوطه را به آثار بازیافتی تخصیص داده ایم که بسیارمورد توجه بازدیدکنندگان است. ایده ای نو و
خلاقانه هست و برای اولین باردرموزه انجام شده است. تمام وسایل پلاستیکی، فلزی و چوبی و… را به یک اثر هنری تبدیل کرده ایم که به نوبه خود بی نظیراست. تاثیرگذاری که این آثار
هنری بر روی بازدیدکنندگان به خصوص جوانان و دانش آموزان ودانشجویان دارد بسیارموثر بوده است. ما خواسته ایم ثابت کنیم که با وسایل دورریز هم می توان وسایل مورد احتیاج مان
مثل صندلی را تولید کرد. خلاق بودن و نوآوری از ویژگی های کارآفرینی هست. به نظر من خلاقانه ترین کار برای پیشبرد یک برنامه تعریف روشن از هدف و ایمان واقعی به آن است.

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , ,