آزاده راد نژاد مترجم و ناشر آثار برنه براون

آزاده راد نژاد مترجم و ناشر آثار برنه براون
تیر 13, 1399
236 بازدید

آزاده راد نژاد مترجم و ناشر آثار برنه براون بخش صنعت نشر   تابلوی افتخارات برنده کتاب سال از شهرداری برای کتاب «کارخانه ناب»   بانوی نشر و ترجمه سال 1342 در اصفهان متولد شدم. خانواده ای نسبتا پر جمعیت و از طبقه اجتماعی متوسط داشتم. فرزند ششم از هفت فرزند خانواده هستم. زندگی در […]

آزاده راد نژاد

مترجم و ناشر آثار برنه براون

بخش صنعت نشر

 

تابلوی افتخارات

برنده کتاب سال از شهرداری برای کتاب «کارخانه ناب»

 

بانوی نشر و ترجمه

سال 1342 در اصفهان متولد شدم. خانواده ای نسبتا پر جمعیت و از طبقه اجتماعی متوسط داشتم. فرزند ششم از هفت فرزند خانواده هستم. زندگی در خانواده شلوغ بسیار جالب بود. کودکی بسیار بازیگوش و خلاق بودم. کودکی ام در کوچه ها و بازی کردن با همسالانم گذشت. همیشه روحیه رهبری و لیدر را داشتم. از آرزوهای بچگی ام دیدن جاهای مختلف دنیا بود که محقق نشد.

سال 1360 دیپلم تجربی را با معدل بالا گرفتم. متاسفانه برای کنکور آن سالها با سختی مواجه بودیم و گزینش مانع ورودم به دانشگاه شد. تا سال 1364 که آقای فاضل وزیر شدند و گزینش ها راحت انجام شد و وارد دانشگاه شدم. سال 1368 با تغییر رشته کارشناسی ادبیات را از دانشگاه تهران اخذ کردم. به اصفهان برگشتم و سال 71 تا 74  ارشدم را در رشته زبان شناسی دانشگاه اصفهان ادامه دادم. سال 1370 ازدواج کردم. همسرم مترجم و ناشر است. اقتصاد خوانده است. سال 74 ترجمه را شروع کردم. کسانی که زبان شناسی بخوانند می توانند ترجمه و ویراستاری انجام دهند. مترجمی با روحیات من سازگار بود، چرا که رهبری در درونم هست و همیشه می خواهم در خود باشم و پشت سیستم کار کنم و توانایی ساعتها کار کردن را پشت کامپیوتر دارم. هیچ وقت دوست نداشتم کارمند اداره ای باشم. بعد از کارشناسی ام برای یک سال تدریس در دبیرستان را تجربه کردم و همان باعث شد تصمیم بگیرم در هیچ نهاد و ارگان دولتی کار نکنم.

سال 74 مدیر عامل  شرکت صنعتی آتروپات به من پیشنهاد داد که کتابی را برایشان ترجمه کنم و مجوز نشر بگیرم که من اولین کتابم را که «تولید ناب» نام دارد در همان شرکت به چاپ رساندم. مجوز نشرم هم به نام همان شرکت بود.  در سال 1377 از آن شرکت جداشدیم و اسم مجوز را به آموزه تغییر دادیم و فعالیت مستقلمان را در سال 78 شروع کردیم. یک مدت کوتاهی برای همه کتاب چاپ می کردیم اما متوجه شدیم ما نمی توانیم برای همه این کار را انجام دهیم و در نتیجه فقط برای خودمان و کتابهایمان فعالیت می کردیم. با توجه به رشته همسرم و تجربه ترجمه کتابهای صنعتی در زمینه تولیدات و صنعت، کتابهای زیادی چاپ کردیم. «تولید ناب»، «تفکر ناب» و «کارخانه ناب» از جمله ترجمه های ما بود که به واسطه این تجارب مشاوره هایی هم به مدیران صنعتی می دادیم. تا سال 91 همین روند را ادامه دادیم. فضای مردسالار صنعت مانع ادامه فعالیتم شد. کتاب کارخانه ناب یک رمان صنعتی است و صنعتگران ما نمی توانستند بپذیرند که کتابی هم رمان باشد و هم صنعتی.

سال 91 کارم را از همسرم جدا کردم. پسر کوچکم هم نیاز به مراقبت و رسیدگی داشت. سال 93 با ترجمه کتاب «بدرود دون پایگی» به عالم ترجمه و نشر برگشتم. کتاب بدرود دون پایگی کتابی است که هر بانویی که می خواهد وارد کار و اقتصاد شود باید بخواند. این کتاب کمکی بزرگی در شناخت خودم از خود کرده است.

هنگامی که در صنعت فعالیت داشیم هیچ تور نجاتی نداشتیم و کارفرما بودیم. هیچ وقت در اداره ارشاد که متولی صنعت نشر هست دیده نشدیم. سختی کارم آن دو دهه ای بود که با همسرم همکار بودم و باید به صورت دو شیفت کار می کردم. هم در دفتر بودم و هم زمانی به خانه برمی گشتیم باید کارهای خانه و خانواده را سر و سامان می دادم. وقتی دو شیفته کار کنیم نمی توانیم کاملا به ایده آل ها و رویاهایمان دست یابیم؛ چون خسته ایم. خیلی دوست داشتم آن دو دهه کارهای اثرگذارتری انجام می دادم.

در حال حاضر دفتر ما جدید التاسیس است. متاسفانه صنعت نشر با رکود بسیار زیادی مواجه شده است. اما ما ایده های خلاقانه و نو داریم که نمونه آن بلند خوانی کتابها و ترجمه هاست که در فضای مجازی انجام شده که ارتباط ما را با مشتری قوی تر می سازد. امروزه که به تنهایی کار می کنم رضایت بیشتری از عملکردم دارم. چون در محیط کاری می کنم که مردانه نیست. ایده های ناب را در زمینه انتشارات عملی کردم. از بودن در کنار بانوان بسیار انرژی می گیرم و تقویت می شوم. آموخته های من در زندگی خصوصی ام هم تاثیر فراوان داشت. وقتی با زندگی شجاعانه برنه براون آشنا شدم و شرم را شناختم توانستم زندگی متعادل تری بسازم و اینکه در اکثر اوقات شرم مانع ادامه من می شد و انرژی خودم را از بین می بردم. همیشه دوست داشتم همه کار را خودم انجام دهم؛ هم مدیر باشم هم حسابدار و غیره و کمال گرا بودم و باید کارهایم بی عیب می بود. خانم برنه براون حق بزرگی در آرامش من دارد. تمامی تضادها و کشمکش های درونی من از بین رفت. همیشه می خواستم مهم و مطرح باشم که همین موضوع باعث شرمم شده بود، اما الان از معمولی بودنم لذت می برم.

خانم برنه براون یک بانوی تگزاسی است که مددکار اجتماعی، استاد دانشگاه، محقق و شرم پژوه است. ایشان با سخنرانی های تِد مشهور شد. سه نظریه و شش کتاب دارد. کتاب اول زندگی تاب آورانه با نظریه شرم تاب آوری، کتاب دوم زندگی حضورمندانه با نظریه حضورمندی و کتاب سوم زندگی شجاعانه با نظریه آسیب پذیری است. رهبری شجاعانه و تنهایی شجاعانه از دیگر کتب این بانو است.

کتاب بدرود دون پایگی را برای مطالعه خودم خریداری کرده بودم نه برای ترجمه، اما چنان تاثیری در من داشت که ترجمه کردم و از صنعت به روانشناسی در زنان وارد شدم. بعدها به عنوان بهترین کتاب سال از شهرداری شناخته شد.

متاسفانه صنعت نشر ایران در آسیب زدن به کتابهایی که در آن طرف مرزها فکر و اندیشه شده، دست توانایی دارد. کتاب با ترجمه های سخیف و نا مناسب به دست مخاطب رسانده می شود و خواننده از مطالعه آن لذت نمی برد. نثر برنه براون بسیار سخت و بومی محلی است. برای ترجمه کتاب با خواهر و یکی از دوستانم همکاری شروع کردم. در حین ترجمه کتاب متوجه شدم شرم بحث اساسی در جامعه ماست. تک تک ما شرم زده ایم و چقدر این شرم زدگی مانع رشد و پیشرفت ماست. بعد ها در محافل و جمع های زنان مبحث را پیش کشیدیم و متوجه شدیم که زنان چقدر مایل به پیشروی و تغییر در خود هستند که این موضوع انگیزه مرا مضاعف کرد که کار را ادامه دهم. ما به ترجمه کتاب اکتفا نمی کنیم . محصول ما کتاب نیست؛ انتقال فرهنگ است. برای کتاب ویرایش های متعددی در نظر می گیریم. کارگاه برگزار می کنیم.

همیشه مدعی بودم مترجم خوبی هستم و علت این است که زبان شناسی خواندم، ویرایش می دانم و در کتب صنعتی کار کردم. ترجمه های صنعتی بسیار ضعیف بود و باعث شد ترجمه های من شاخص شوند. «زندگی شجاعانه» را در یک گروه قرار داریم و نتیجه آن کار ضعیفی شد. دانستم کتاب قابل فهم نیست و نسخه ها را جمع کردیم و از اول کتاب را ویرایش فنی انجام دادم و خودم را درگیر آن کردم. این کتاب شش بار ویرایش شد و هر بار بهترش کردیم. چون مفاهیم برنه براون بسیار سخت است، مثلا شرم برنه براون با شرم شناخته شده ما متفاوت است. ما شرم را حیا می دانیم در حالیکه برنه براون شرم را معیوب دیده شدن و ادراک مردم می داند. موانع مفهومی را برداشتیم. برای زندگی تاب آورانه به پیشنهاد دوستی گروهی تشکیل دادیم و طی چند ماه جمله به جمله کتاب را خواندیم و ایرادات مفهومی را پیدا کردیم. مترجم متن را می فهمد اما برای انتقال مشکل دارد. ما به این روش، نام «بلند خوانی» دادیم. این بلند خوانی باعث پالایش کتاب شد. مخاطبان ما افراد معمولی جامعه هستند و این خوانش ها در گروه های بانوان باعث نرم و قابل فهم شدن مفاهیم شد. بعد از آن بدرود دون پایگی را بلند خوانی کردیم.

اعتقاد و باور مهم ترین گزینه برای ادامه کار است. من برای کارخانه ناب باور داشتم که این کتاب بسیاری از کارخانه دارها را نجات می دهد. باور دارم می توانم کتاب هایی خوبی ترجمه کنم که مردم از فوایدش بهره ببرند. حال خوب خواننده بیشترین درآمد من است. اخیرا چاپ کتب با تیراژ بسیار پایین انجام می شود. در واقع سود مالی بسیار کمی داریم. مهم ترین توصیه من به خوانندگان این است که کتبی را مطالعه کنند که دیگران از خواندن آن لذت بردند و اینکه به یکبار خواندن کتاب اکتفا نکنند. به جای ده تا کتاب خواندن یک کتاب را ده بار بخوانند و یاد بگیرند. درگیر مفاهیم کتاب شوند و سعی کنند آن کتاب را آموزش دهند که تاثیر بسزایی در یادگیری دارد.

 

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , ,