پیمان دادرس (بنیانگذار گروه صنعتی صاکو)

پیمان دادرس (بنیانگذار گروه صنعتی صاکو)
خرداد 24, 1399
337 بازدید

پیمان دادرس بنیانگذار گروه صنعتی صاکو بخش: صنعت اتوماسیون و سیستم های نوین تابلوی افتخارات: – لوح تقدیر پژوهش و کارآفرینی از ریاست دانشگاه فردوسی مشهد – لوح تقدیر جشنواره علم تا عمل – تقدیرنامه از مدیرعامل بهران محور سایپا برای ساخت اولین CNCایرانی – لوح سپاس از 52نمایشگاه صنعتی داخلی و … فعالیت ها […]

پیمان دادرس
بنیانگذار گروه صنعتی صاکو
بخش: صنعت اتوماسیون و سیستم های نوین
تابلوی افتخارات:
– لوح تقدیر پژوهش و کارآفرینی از ریاست دانشگاه فردوسی مشهد
– لوح تقدیر جشنواره علم تا عمل
– تقدیرنامه از مدیرعامل بهران محور سایپا برای ساخت اولین
CNCایرانی
– لوح سپاس از 52نمایشگاه صنعتی داخلی و …
فعالیت ها و سمت ها:
– موسس و مدیرعامل گروه صنعتی صاکو
– موسس و مدیرعامل شرکت کامپیوتری جام ارقام مشهد
– موسس و مدیرعامل شرکت کامپیوتری آیدین مانا
– اولین سازنده
CNCحکاکی در ایران
– اولین سازنده خطوط تولید ماده اختراعی سولفور پلیمر
– موسس و عضو هیات مدیره شرکت ایرانی برزیلی
Googas Daruvar
– اولین سازنده دستگاه تراش CNCچهار محور همزمان جهت قابلمه سازی و …
در محله امیریه تهران متولد شدم. پدرم کارمند نظامی بود و در رسته الکترونیک و مخابرات در نیروی زمینی کار می کرد. او دوران الکترونیک و مخابرات را در آمریکا گذرانده بود. از زمان
دو سه سالگی، آچار و ابزار پدرم در منزل اسباب بازی های من بودند. پدربزرگم معلم انستیتوتکنولوژی مشهد بود و جزو اولین نسلی بود که در ایران با دستگاه فرز و پرس کار کرد. بنابراین یک ژن الکترونیکی از طرف پدر و یک ژن مکانیکی از طرف پدربزرگ داشتم. البته هر دو کارمند بودند. ولی تجربه این دو موضوع برای من فراهم بود. دوره دبستان را در مدرسه نظام مافی محله مهرآباد گذراندم. در دوران تحصیلم از این که پدرم کارمند بود احساس خوبی نداشتم. از همان زمان اعتقاد داشتم که بهتر است هرکس برای خودش کار کند. شاید یکی از انگیزه های من در آن سنین و جذب در بازار کار همین نکته بود. در دوره دبیرستان که مصادف با جنگ تحمیلی بود، پدر بالای سر ما نبود و اغلب در منطقه نظامی و جنگی خدمت می کرد. تخصص او و همرزمانش موجب شد که در جبهه بسیار تاثیرگذار باشند. اگر یک رزمنده می توانست از سنگر با منزلش ارتباط برقرار کند حاصل زحمت پدر من بود. برای همین زودتر از بقیه، خبر آزادسازی خرمشهر از طریق پدرم شنیدم و آن خبر را بر روی دوچرخم نصب کردم و دور محله چرخیدم.
بعد از دوره دبیرستان، جنگ دیگر تمام شده بود. ما به مشهد مهاجرت کردیم و من تحصیلات
دانشگاهی ام را در دانشگاه فردوسی مشهد گذراندم. رشته من کاربرد کامپیوتر و نرم افزار بود و دوره تخصصی ام را در رشته اسپشیال ماشین از برزیل گرفتم. اما محرکه های اولیه من تجربه خانواده ام بود که به من آموختند چطور از داشته هایم بهره برداری کنم. این در مورد همه فرزندان ایران مصداق دارد. وقتی هرکس نسل خودش را بررسی نماید حتما در نسلی به صنعتگر یا کشاورز و چرخه تولید کاشت، داشت و برداشت برخورد می کند. ژن خلقت در وجود همه ما هست. ایرانی در همه جا تاثیرگذار است. نیاز، موجب شکوفا شدن نبوغ فکری می شود. این نیاز بسته به شرایط افراد، مختلف است. به طور مثال من در دوران دبستان فرفره درست می کردم و اقتصادم را پرورش می دادم. گرچه ظاهرا این کار یک تفنن بود. اما ریشه کارآفرینی را در من شکل داد. تابستان ها با پسرعموهایم از سر زمین هندوانه می چیدیم و جلوی مغازه خواربارفروشی پدربزرگم بساط می کردیم.
مدتی هم تابستان ها در کارگاه ترازوسازی عرفانیان که از کارآفرینان برتر بود کسب تجربه کردم. هرکجا که شاگردی کردم تجربه ای را برای خودم کسب کردم. این امر باعث شد تا با
دنیای مولدها آشنا شوم.
در سن 81سالگی که مصادف با سال اول دانشگاهم بود در جایی مشغول به کار شدم که کارشان تولید نرم افزار فیش حقوقی آموزش و پرورش بود. در آنجا ظرف دو سه ماه یک جمع پنج نفره تشکیل دادیم و یک کامپیوتر خریدیم. چون خرید کامپیوتر در آن زمان گران بود و مانند الان در دسترس همگان نبود. ما آن شرکت کامپیوتری را به نام «جام ارقام» به ثبت رساندیم و مشغول به کار شدیم. خوش شانسی من این بود که آقای دکتر ثابت قدم که امروزه صاحب نام هستند در آن جمع 2نفره ما بودند. ایشان در آمریکا کامپیوتر مونتاژ می کردند و این آموزه را به من هم منتقل کردند. این شرکت را گسترش دادیم و در کنار آن به ساخت نرم افزار پرداختیم. اولین نرم افزار خوراک دام در ایران را ساختیم و جزو اولین نفراتی بودیم که نرم افزار مالی و نیز تولید را نوشتیم.
در سال 8731به جایی رسیدم که احساس کردم اینها روح مرا ارضا نمی کنند. همزمان با ازدواجم به صنعت رو آوردم. از ساده ترین کارها مانند ساخت نرم افزار تنظیم حرارت گرمخانه
های کارخانه های ماکارونی شروع کردیم و به ساخت دستگاه های مختلف تست صنایع خودرو که تا آن زمان وارداتی بود رسیدیم. ما این دستگاه را برای زیرمجموعه های گروه سایپا تولید
می کردیم.
بعد از آن برای اولین بار تولید CNCدر ایران را راه اندازی کردیم. امروز خوشحالم که اعلام کنم بعد از ما ده تا دوازده صنعتگر این حرفه در ایران شکل گرفته و بیش از هزار نفر در این صنعت به طور مستقیم مشغول به کار هستند. علاقه مندی من به بحث شیمی که از دوران تحصیل همراهم بود موجب شد تا با دوستی از مدیران اسبق نفت کشور دست به تولید ماده جایگزین قیر در آسفالت زدیم. این ماده از میلیون ها تن پسماند پالایشگاه کشور که سالیانه انبار می شود تولید گردید. به هزینه زندگی خودم چندین جاده را با این مواد گوگردی آسفالت کردم تا باکیفیت بودن و مقرون به صرفه بودن آن به همه ثابت شود. برای کارآفرین شدن باید پله های ترقی را به مرور گذراند. اگر آن دوره های کارگری و کارآموزی نبود، امروز من یک کارآفرین نبودم. بسنده کردن به تحصیلات کافی نیست. هرکس باید بر اساس سلایق درونی خودش کار مورد علاقه اش را انتخاب کند. یا درسش را با علایقش منطبق کند یا علایقش را با رشته تحصیلی اش تطبیق دهد. در غیر این صورت یک کارآفرین نخواهد شد.

برچسب‌ها: