ندا حسینی مدیرعامل شرکت دانش تجربه نوآوری رامونا (ویکی محتوا)

ندا حسینی مدیرعامل شرکت دانش تجربه نوآوری رامونا (ویکی محتوا)
تیر 13, 1399
64 بازدید

ندا حسینی مدیرعامل شرکت دانش تجربه نوآوری رامونا (ویکی محتوا) بخش تولید محتوای تخصصی تابلوی افتخارات مشاور بیش از 100 پروژه محتوای کسب و کار اینترنتی در صنایع گوناگون موسس اولین شرکت تولید محتوای تخصصی در ایران موسس آکادمی تخصصی تولید محتوا فعالیت ها و سمت ها بازرس علی البدل انجمن زنان مدیر کارآفرین عضو […]

ندا حسینی

مدیرعامل شرکت دانش تجربه نوآوری رامونا (ویکی محتوا)

بخش تولید محتوای تخصصی

تابلوی افتخارات

مشاور بیش از 100 پروژه محتوای کسب و کار اینترنتی در صنایع گوناگون

موسس اولین شرکت تولید محتوای تخصصی در ایران

موسس آکادمی تخصصی تولید محتوا

فعالیت ها و سمت ها

بازرس علی البدل انجمن زنان مدیر کارآفرین

عضو هیات مدیره صدراسیستم 89-1386

عضو انجمن میکروبیولوژی

عضو تیم پروتئومیکس در موسسه بیوتکنولوژی 86-1384

مدرس دوره های تخصصی تولید محتوا و بازاریابی محتوا در دانشگاه ها و موسسات آزاد

 

بانوی محتوا

سال 1361 در خانواده ای تحصیل محور متولد شدم. در خانواده ام تحصیلات بسیار حائز اهمیت بود. ما از کودکی باید زبان دوم یاد می گرفتیم. همیشه باید نمرات عالی می داشتیم. کمی با بچه های دوران خود متفاوت بودیم. تفریحات و کارهای هنری با خانواده زیاد بود اما پدر و مادر وقت زیادی می گذاشتند و در کنارمان بودند. حامی خوبی بودند. سختگیری مادر در موفقیت من نقش موثری داشت. شغل پدر معاونت مالی سازمان تحقیقات کشاورزی بود. برای انتخاب رشته دانشگاه، پدر تاکید داشت میکروبیولوژی بخوانم چرا که در موسسه بیوتکنولوژی که زیر مجموعه سازمان تحقیقات کشاورزی بود، سِمتی داشت و به آینده شغلی من اهمیت می داد. کارشناسی و ارشد را در رشته میکروبیولوژی گرفتم چون به کارهای تحقیقاتی علاقه زیادی داشتم. اما بعد ازدواج متوجه شدم کارهای دیگری هم هست که علاقه دارم و می خواهم تجربه کنم. همسرم مدیر عامل شرکت صدر سیستم که کارهای شبکه و تجهیزات انجام می داد بود. با میل خودم کار در شرکت همسرم را شروع کردم و آنجا اولین بار بود که وارد صنعت آی تی شدم. کار برایم بسیار جذاب بود. با خود فکر کردم تمامی کنجکاوی هایم در زمینه پزشکی و تحقیقاتی را می توانم در صنعت آی تی عملی کنم و ریسکش کمتر بود. مشتاقانه در این صنعت فعالیت می کردم. همسرم پشتیبان خوبی بود و توانستم این کار را با حمایت کافی ایشان خوب یاد بگیرم.

بعد از گذشت چهار سال در یک هلدینگ پزشکی بعنوان مدیر بخش آی تی دعوت به کار شدم که هیچ بخش آی تی نداشت و تمامی سایت ها را خودم راه اندازی کردم. اولین دیکشنری تخصصی دندان پزشکی را ما تهیه کردیم. کارهای بنیادی زیادی را با حمایت هلدینگ راه اندازی کردیم. دو سال از زندگیم در مدیریت این بخش سپری شد. این هلدینگ واردات تجهیزات پزشکی هم انجام می داد. احساس کردم برای ارتباطات خارجی این مجموعه حرفی برای گفتن نداریم که بتوانیم روابط را تقویت کنیم. هزینه های زیادی می شد اما خروجی ها بسیار کم بود. ما آن زمان با کشور سوئیس کار می کردیم و با توجه به کار فراوانی که صورت می گرفت نمی توانستیم بگوییم ما این ظرفیت ها را برای خروجی هایمان داریم. ما بر روی هشت سایت به طور همزمان کار می کردیم که هر کدام مختص یکی از تجهیزات بود. برای مدیریت چند سایت همزمان، یک نفر بودن کار بسیار سختی به نظر می رسد اما اینطور نبود. جست و جو های زیادی کردم تا شرکتی یا سایتی پیدا کنم که تولید محتوا را به طور تخصصی انجام دهد، اما پیدا نکردم. چندین شرکت را انتخاب کردم اما دیدم فقط در بخش تبلیغات می توانند فعالیت کنند ولی من می خواستم محتوای کارمان تولید شود که کارایی هایمان را نشان دهیم و داشته هایمان را ترجمه کنند تا ارتباط هایی بگیریم که منجر به معرفی و فروش باشد. با همسرم مشورتی انجام دادم تا شرکتی که تخصصی تولید محتوا برای همه حوزه ها انجام دهد تاسیس کنیم.

از من مشاوره های زیادی در زمینه پزشکی گرفته می شد، چون رشته تحصیلی ام در زمینه پزشکی بود و هم اینکه آی تی را خوب بلد بودم، یک نقطه قوت برای کسانی بودم که در پزشکی می خواستند شیوه نوینی انجام دهند. بعد دو سال دیدم مشاور پزشکان زیادی هستم که به طور ناخواسته دارند این کار را انجام می دهند. من تمرکز کاریم بیشتر روی پزشکی شده بود، دیگر تایمی برای تولید محتوا نداشتم و باید تیمی پرورش می دادم تا بتوانند به من کمک کنند. ما شرکت جدید ویکی محتوا را سال 90 تاسیس کردیم. اوایل کار کمی نگرانی داشتم چون شرکتی با این موضوع فعالیتی نداشت و شناخت کافی از تولید محتوا نبود، اما نیاز بازار را می دیدم. در 24 ساعت 18 ساعت در این زمینه کار کردیم و توضیحاتی در مورد اینکه تولید محتوا چه کارهایی انجام می دهد را در وبسایت گذاشتم. بعد از خارج شدن از هلدینگ همچنان مشاوره های پزشکی را داشتم که کمک بزرگی برای معرفی شدن کار بود. به تدریج تماس ها افزایش پیدا کرد. ما در واقع مرز بین محتوا، تبلیغات و روابط عمومی را شکستیم. ما برای هر صنعت محتوای مختص به خودش را راه اندازی کردیم. بعد از یک سال و نیم در بخش محتوای متنی کاملا شناخته شده بودیم.

چالش پیش روی ما این بود که تولید محتوا نیروی کار نداشت. یا باید خبرنگار استخدام می کردیم که کار خبری می کردند و تولید محتوا نمی دانستند، یا مترجم و یا نویسنده ها را. در واقع نیروی کار مورد نظر ما باید هر سه را با هم داشت که بسیار سخت بود. مورد دیگر، رشته تحصیلی بود که نمی دانستیم در آگهی از فارغ التحصیل کدام رشته ها دعوت به کار کنیم. نیروهایی که جذب می شدند را باید چند ماه آموزش می دادیم تا بتوانند همه این موارد را با هم داشته باشند و فرد مورد نظر تحصیلاتش مطابق با صنعتی باشد که قرار بود برایش محتوایی تولید شود تا دایره واژگانش همخوانی داشته باشد. تصمیم گرفتیم وارد دانشگاه ها شویم تا فارغ التحصیلان بدانند و بشناسند کار دیگری که در حوزه تخصصی شان وجود دارد که خوشبختانه موفق بودیم.

بعدها استودیو ندا که دپارتمان ویکی محتوا است را راه انداختیم که تیزرهای تبلیغاتی و انیمیشن ها را کار کردیم. بعد از مدتی ماهنامه های تخصصی را چاپ کردیم. ماهنامه بسیار موفق و مورد استقبال بود و این موضوع باعث شد بخش گرافیکی را افزایش دهیم و باز هم با چالش کمبود نیروی انسانی مواجه شدیم که اولین آکادمی ویکی محتوا را در ایران راه اندازی کردیم. رسالت این آکادمی فقط آموزش فارغ التحصیلان است.

ابتدا نمی دانستم کارآفرینی می کنم ولی دوست داشتم مجموعه ای از خودم داشته باشم تا بتوانم آنطوری که خودم می دانم خوب است اداره اش کنم. و ضعف هایی که در مدیران می دیدم و نقدهایی را که نسبت به آنها داشتم تقویت کنم تا با مشکلات من مواجه نشوند. این ها در کنار هم منجر به کارآفرینی من شد. من و همسرم همیشه برکت کار و زندگی که الان داریم را در پهن کردن همین سفره می دانیم. ما همچون بقیه کارآفرینان مشکلات مالی و کاری زیادی در مسیرمان بوده، اما مواجب کارمندانمان برایمان اولویت داشت. اعتقاد ما این است اگر قرار باشد روزی افرادی از سوی ما تامین شود نباید حقی ضایع شود. معتقدم به خاطر همین موضوع است که می گویند تولید امر مقدسی است. شاید درآمدش کم باشد اما برکت کار تولید فراوان است. متاسفانه چالش جدید ارزی تاثیر سویی بر کار ما داشت. ما غالبا با شرکت هایی کار می کنیم که کارشان رابطه مستقیم با دلار و ارز دارد. حتی خیلی از شرکتها پروژه هایشان را در حالت استپ نگه داشتند تا ببینند چه اتفاقی می افتد. متاسفانه چون کار ما در فیلد معرفی برای شرکتها است با مشکل مواجه شدیم. به ما می گویند جنس ها را به کجا بفروشیم؟ چون بعد معرفی شرکت و محتوا باید محصول را معرفی کنیم که با استپ نگه داشتن پروژه ها ما متحمل اثرات منفی ارز هستیم.

اگر مبنای کار را صداقت و تلاش بگذاریم جنسیت هیچ تاثیری ندارد. تنها مشکل بانوان تبصره و متمم هاست که شامل ازدواج و فرزند دار شدن آنهاست که بسیار بزرگ نمایی می کنند. اما من سعی کردم در مورد مسائل برگشت به کار برای بانوان سخت نگیرم و به آنها فرصت دوباره بدهم تا توانمندی هایشان را نمایش دهند. شاید چون همیشه همسرم درکنارم بوده مشکلات جنسیتی نداشتم که مانع رسیدن به اهدافم باشد. معتقدم گل یک کار باور است. چون جنس کار کارآفرین نوآوری و ایده نو است. اگر کاری را که انجام می دهیم باور نداشته باشیم، نمی توانیم راه درست را برویم و در مواجه با چالش های زیادی که برای یک کارآفرین هست با شکست مواجه می شویم. باور اصل همه چیز است.

سختکوشی و صداقتی که در کارم داشتم رمز موفقیتم است. هرکس نمونه منحصر به فرد خودش است با مشخصات فردی خودش، نمی دانم دیگران توان مقاومتی که من داشتم را دارند یا نه، من نمی گویم این راه را که رفتم شما هم بروید. ولی برای کسی که دوست دارد خودش صاحب کار باشد توصیه می کنم قبل از آن مطالعه، تحقیق و آموزش را درنظر بگیرد. یک ایده باید پخته شود و کلی تحقیقات انجام شود تا عملی شود. کسی که بگوید من در کارم با شکست مواجه نشدم به نظر خیلی آرمانی است. کارم را بدون هیچ سرمایه ای شروع کردم البته که جنس کار من بر پایه علم است و سرمایه زیادی نمی خواستیم. شکست به صورت مقطعی زیاد وجود دارد. مثلا در هنگام اوج کار یک اتفاقی که به کار ربط ندارد می تواند تاثیر منفی بگذارد مثل نوسانات ارزی موجود که ما با ارز سرو کار نداریم اما تمامی شرکتهای طرف قرارداد ما با مشکل ارز مواجه هستند و کار ما را معلق نگه می دارند و این خود تقریبا شکست است.

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , ,