مهوش طیرانی موسس و مدیرعامل شرکت مهندسی نویان بسپار موسس و رییس هیات مدیره شرکت پایانه اکسیرشیمی موسس و رییس هیات مدیره شرکت پتروکیمیای ابن سینا

مهوش طیرانی موسس و مدیرعامل شرکت مهندسی نویان بسپار موسس و رییس هیات مدیره شرکت پایانه اکسیرشیمی موسس و رییس هیات مدیره شرکت پتروکیمیای ابن سینا
تیر 13, 1399
54 بازدید

مهوش طیرانی موسس و مدیرعامل شرکت مهندسی نویان بسپار موسس و رییس هیات مدیره شرکت پایانه اکسیرشیمی موسس و رییس هیات مدیره شرکت پتروکیمیای ابن سینا بخش سرویس های فنی بازرگانی- شیمیایی- مخازن پتروشیمی تابلوی افتخارات سخنران مدعو صندوق جهانی پول- 2004 جزو 11 زن برتر کسب و کار در خاورمیانه به انتخاب مجله  Arabian […]

مهوش طیرانی

موسس و مدیرعامل شرکت مهندسی نویان بسپار

موسس و رییس هیات مدیره شرکت پایانه اکسیرشیمی

موسس و رییس هیات مدیره شرکت پتروکیمیای ابن سینا

بخش سرویس های فنی بازرگانی- شیمیایی- مخازن پتروشیمی

تابلوی افتخارات

سخنران مدعو صندوق جهانی پول- 2004

جزو 11 زن برتر کسب و کار در خاورمیانه به انتخاب مجله  Arabian Business  – 2005

سخنران مدعو بانک جهانی در سال 2005 و 2009

دریافت لوح تقدیر از انجمن زنان کارآفرین بابت قدرشناسی از فعالیت های مشارکت طلبانه نهادهای مدنی در

حل پارهای از مشکلات اجتماعی- 2009

سخنران مدعو کنفرانس IBridges – 2015

کارآفرین نمونه ایران به انتخاب روزنامه سوئدی Dagnes Industri – 2017

دریافت تقدیر نامه از هیات مدیره انجمن مدیریت ایران بابت تلاشهای ارزنده در توسعه مدیریت علمی و صنعتی کشور – 2018

فعالیت ها و سمت ها

عضو هیات مدیره بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان

عضو اتاق بازرگانی ایران و آلمان

عضو اتاق بازرگانی و رییس کمیسیون نفت و گاز و پتروشیمی ایران و انگلیس

عضو انجمن مدیریت ایران

عضو اتحادیه صادرکنندگان نفت و گاز و پتروشیمی

 

در خانواده ای از قشر متوسط جامعه در مشهد متولد شدم. پدر مدیر یک شرکت بود. در کودکی دوست داشتم فضانورد شوم. در دوران دبیرستانم چون شاگرد ممتازی بودم و هم در حساب و محاسبه دستی داشتم بعد از اتمام امتحانات به مدیر و معاون مدرسه برای نوشتن نمرات دانش آموزان برای درج درکارنامه کمک می کردم. به فیزیک علاقه شدیدی داشتم و می خواستم در این زمینه درس و کارم را ادامه دهم. چون آن دوران مهندسی در بورس بود و تا حدودی نزدیک به علایقم بود، مهندسی را انتخاب کردم.  سال 1352 در رشته برق مهندسی الکترونیک دانشکده فنی دانشگاه تهران قبول شدم و سال 1358 قبل از انقلاب فرهنگی فارغ التحصیل شدم. در سال 2001 از دانشگاهی در آلمان مدیریت صنعتی را اخذ کردم. بیزینس را در آلمان خواندم. اوایل انقلاب برای کار کردن با مشکلات زیادی روبرو شدم. به یک خانم مهندس برق کاری نمی سپردند. فردی نبودم که در خانه بنشینم و خانه داری کنم. تصمیم گرفته بودم در رشته دیگری تحصیل کنم تا بتوانم کاری شروع کنم. در سال 61 در به عنوان ویراستار در مرکز نشر کتاب برای ویرایش کتابهای فنی مهندسی شروع به کار کردم. دو کتاب ویرایش کردم که هر دو به عنوان کتاب برتر سال برگزیده شدند.  بعد از آن کارم را به عنوان مشاور در یک شرکت مهندسی شروع کردم.

معتقدم شخصیت افراد در کارآفرین و مدیر بودن آنها موثر است. وقتی می توانید کارآفرین موفقی باشید که یکسری خصوصیات بارزی را دارا باشید. طبیعتا این خصایص در بزرگسالی ایجاد نمی شود و از کودکی شکل می گیرد. همیشه در بازی های کودکی نقش مدیر را داشتم. وقتی دانشجو بودم با قطار از مشهد به تهران می آمدم و همیشه می خواستم کویری که از آن می گذرم را آباد کنم. رویای ایجاد یک زندگی بهتر را برای مردمم داشتم. می خواستم کاری کنم تا مردم وضع زندگی بهتری پیدا کنند. این حس که بخواهید برای دیگران و کشور مفید باشید و کارهای بزرگ بکنید در کارآفرینان مشترک است. اما مشکلاتی هم بر سر راه هست که تغییراتی در عملی سازی همه رویاها و خواسته هایمان ایجاد می کند. همیشه دوست داشتم کاری از خودم داشته باشم و مدیر مجموعه ای از خودم باشم.

در یک شرکت خصوصی پتروشیمی که نمایندگی از انگلستان داشت کار می کردم. تمام توان و قوای خود را بکار می گرفتم. با مدیر شرکت اختلاف و نظرهایی داشتیم و نتوانستیم همکاری کنیم. حقوق بالایی در آن زمان دریافت می کردم. یک ضرب المثل معروفی هست که می گوید: اگر می خواهی فردی را بدبخت کنی، حقوق بالایی به او بده و بعد اخراجش کن. بعد از آن در هر شرکتی می خواستم کار کنم یک چهارم حقوق قبلی را می دادند و نتوانستم اینگونه کار کنم. زیرا زندگی ام را با درآمد بالا ساخته بودم. تصمیم گرفتم کاری برای خودم شروع کنم و با خود گفتم: اگر شد که چه بهتر و اگر نشد باید با همین حقوق ها جایی استخدام شوم و بسازم. وقتی کسی برای خودش کار کند تصمیمات را خودش می گیرد و شرایط را با خودش جور می کند. سال 1371 هم شرکت نویان را تاسیس کردم. دو سال به خودم فرصت و بودجه دادم تا کارم را محک بزنم.

اگر کسی در کارش شکست را تجربه نکند از نظر من نمی تواند کارهای بزرگی انجام دهد. وقتی کار دومم را با حقوق و مزایای بالا از دست دادم سالی دو یا سه بار برای دوره های تخصصی به انگلستان می رفتم. وقتی برای اولین بار صنعت سیستم های الکترونیک و دی سی اس وارد صنعت کشور شد، اولین نفری بودم که خارج از سیستم پتروشیمی فعال شدم و این جزو افتخارات من بود. فکرش را بکنید از چنین کاری بیرون بیایی و هیچ کار دیگری نداشته باشی و حتی کسی نباشد که پشتیبان شما و کمکی باشد. این برای من قابل قبول نبود که نتوانم کاری کنم و سرمایه ای نداشته باشم. با دستانی تقریبا خالی فرزندانم را باید مدیریت می کردم ، همه اینها شکست است. برای ایجاد کار جدید هم مشکلاتی هست. مهم ترین آن شناخته شدن در میان مردم است. سخت است تا مردم بشناسند، قبول کنند و بخواهند با شما روابط کاری ایجاد کنند خصوصا که زن باشید. باید صبر و تحمل بالا،  اخلاق و دانش کاری بالایی داشته باشید تا بتوانید موفق شوید. راه سخت و طولانی را طی کردم. یا مشغول کارم یا به کارم فکر می کنم. هیچ وقت کارم را سبک نشماردم و رها نکردم. صنعتی که من قدم گذاشتم تقریبا یک صنعت مرد سالار بود. در طول کار کردنم سنگ اندازی های زیادی جلو راهم بود. امروزه زنان بهتر کار می کنند و شرایط بهتری برایشان در جامعه هست. الان در هر صنعتی یک خانم مدیریت دارد. بیست و پنج سال پیش که می خواستم کارم را شروع کنم، برای انجام مراحل کاری به هر کسی رجوع می کردم مرا قبول نداشت و می گفتند: یک مرد در این صنعت نیست که شما بخواهید این کار را بکنید؟ در جلسات ممکن بود یک مرد که درجه علمی و فنی اش کمتر از من بود به خاطر مرد بودنش کار را بگیرد و یا موفق به مذاکره می شد. خیلی سخت بود که یک زن جوان در این صنعت به تنهایی شروع کند. همیشه پشت سر من را جست و جو می کردند تا بفهمند از طرف چه کسی وارد شدم. با اراده، پشتکار و شانس امروزه اینجا هستم و حرفی برای گفتن در این صنعت دارم. پشتکار در موفقیت بسیار مهم است. اگر ایده ای دارید و مطمئن هستید که ایده درستی است و اعتماد به نفس دارید، و فکر می کنید با ارزش است با نه گفتن دیگران عقب ننشینید، با پشتکار قوی انجامش دهید. شاید بار اول و دوم به نتیجه نرسید اما قطعا بعد از تلاش فراوان نتیجه دلخواه را می گیرید.

برکت کارم را در درستی و راستی ام می دانم. سعدی می گوید: خدا گر ببندد زحکمت دری، ز رحمت گشاید در دیگری. به این بیت معتقدم و وقتی فکر می کنیم به بن بست رسیدیم اگر درست نگاه کنیم راهی که تا به حال به آن فکر نکرده ایم را پیدا می کنیم. اول کارم فقط برای امرار معاش و کسب وکار بود، اما کم کم به این فکر کردم که کاری کنم که 500 خانواده از کنارم کسب روزی کنند و دیگر به صرف بیزینس به کارم نگاه نکردم و برای روزی همکاران و کارمندانم تلاش کردم. مسایل مالی جزئی از موفقیت است. کسی که درآمد خوبی در کاری کسب می کند برای ادامه فعالیتش بیشتر تلاش می کند. وقتی کاری شروع می کنید مثل پرورش فرزند می ماند و حساسیت های زیادی وجود دارد. همکارانم خیلی برایم مهم اند و جزو زندگی و فرزندانم هستند. ایران در رده بندی بانک جهانی رتبه 130 را دارد که خیلی پایین است . کاری که در سطح جهانی بخواهیم انجام دهیم، به راحتی مقدور نیست و این به خاطر عدم برابری، عدم شفافیت کاری و رانتی که در این حوزه به وجود آمده که پیشرفت در سطح جهان را دشوار ساخته است.

یکی از مزایای ایران برای کسب و کار جدید، کمبودهای فراوانی است که در هر زمینه و حوزه صنعتی وجود دارد. در نتیجه خیلی کارها هست که بخواهند شروع کنند. برای ایجاد کسب وکار اراده، امید، پشتکار جزو عناصر اصلی به شمار می رود. از هیچ به همه چیز رسیدن آن هم یک شبه غیرممکن است.

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , ,