مغفول ماندن بخش رسانه ای در کارآفرینی(دکتر حوریه یحیایی)

مغفول ماندن بخش رسانه ای در کارآفرینی(دکتر حوریه یحیایی)
بهمن 22, 1399
46 بازدید

  در دنیای امروز، رسانه ها حرف اول را می زنند و دولت ها از طریق رسانه های همگانی و اختصاص بودجه های قابل توجه جریان‌های فکری، فرهنگی و سیاسی مورد نظر خود را به راحتی به جوامع القا می نمایند. از اینرو هرگز نمی توان نقش رسانه ها را در ترویج فکر و فرهنگ […]

 

در دنیای امروز، رسانه ها حرف اول را می زنند و دولت ها از طریق رسانه های همگانی و اختصاص بودجه های قابل توجه جریان‌های فکری، فرهنگی و سیاسی مورد نظر خود را به راحتی به جوامع القا می نمایند. از اینرو هرگز نمی توان نقش رسانه ها را در ترویج فکر و فرهنگ و تغییر هویت یک جامعه منکر شد. رسانه هایی که روز به روز بر جمعیت مخاطبانشان افزوده شده و تاثیرگذاری شان همواره افزایش می یابد. رسانه ها به خوبی به این مهم واقفند که می توانند در طی فرایندی از پیش تعیین شده به تدریج نگرش ها را عوض کرده و جامعه را به سمت اهداف از پیش تعیین شده ی خود سوق دهند. قطع به یقین تلاش رسانه ها برای ترویج فرهنگ کارآفرینی، نوآوری و تولید رفاه اجتماعی و در نهایت توسعه اقتصادی در بازه زمانی کوتاهی به ثمر خواهد نشست. از بین بردن نگرش های غلط، بهبود کیفیت زندگی و ارجح نشان دادن فرهنگ کار و تلاش، غیرت وطنی و ترویج مصرف کالاهای داخلی و صدها مصداق دیگر همگی در حیطه تاثیر رسانه در رفتار و کردار یک ملت مشهود و قابل لمس است.

گسترش فرهنگ کارآفرینی و ایجاد انگیزه برای فعالیت جوانان در این حیطه برای میل به جامعه ای خود کفا یکی از نقش های منحصر به فرد رسانه ها محسوب می شود. به بیان دیگر در یک اقتصاد پویا ، ایده های استارت آپی و به دنبال آن محصولات و خدمات نوین راه پیشرفت یک جامعه را هموارتر می نمایند و در این میان تربیت افراد کارآفرین می تواند، بازوهای توانمند سازی آن جامعه باشد. به همین دلیل در گسترده وسیع یک جامعه تمام عناصر فعال در صحنه اقتصاد (مصرف کنندگان ، تولید کنندگان ، سرمایه گذاران) باید به کارآفرینی بپردازند و به سهم خود کارآفرین باشند. هرچه جامعه ای اطلاعات کافی و دانش لازم برای تربیت افراد کارآفرین را بیشتر کسب کند، آینده ای روشن تری در انتظار اوست. این رسالت مهم با ساخت برنامه های مناسب و ایجاد پایه های فکری نسل جوان و نواندیش قابل اجراست. سوق دادن آحاد جامعه و وارد کردن آن ها در وادی کارآفرینی در گستره ی همه ی انواع رسانه قرار دارد.

فرهنگ کارآفرینی؛فرهنگی آموختنی است. فرهنگ خصوصیتی غریزی است و ذاتی نیست. فرهنگ کارآفرینی هم در گذر زمان و با بهره گیری از سازمان های مختلف و از همه مهم تر انواع رسانه ها، قابلیت انتقال و آموخته شدن را برای جوانان که بیش از دیگران در معرض یادگیری فرهنگ کارآفرینی هستند را دارا می باشد. جالب است بدانید در کشورهای غربی و به طور خاص در امریکا بیش از 600 دانشکده در سطـح لیسانــــس و فــوق لیـسانــس و دکتــــــرا مشغــــول تدریس کارآفرینی  برای علاقه مندان این رشته هستند. این گستره ی توجه به مقوله ی کارآفرینی سبب تربیت جوانانی خواهد شد که در پی آرزوی ایجاد کسب و کار برای خود هستند و دوست دارند خود رئیس خود باشند و به استخـــــدام شـرکـتی در نیاینــــد. ضروری است که صاحبان رسانه‌ها برای رسیدن به این موج پیشرو در سیاست ‌ها و برنامه‌ های خود، پرداختن به این مقوله را سامان‌ دهی کنند. رسانه تاثیرگذار و مردمی از جمله صدا و سیما، مطبوعات و حتی رسانه هایی که در بستر فضای مجازی مشغول به فعالیت اند، می توانند در شکل گیری نگرش کارآفرینانه و جرقه فعالیت های کارآفرینی و با انتقال باورهای کارآفرینانه این مهم را به عرصه عمل تبدیل نماید و آن را به عنوان یک ارزش درونی در بطن جامعه نهادینه نماید. بین انتشار مرتب طرح های کسب و کار و رموز موفقیت کارآفرینان و تقویت روحیه نوآوری و خلاقیت افراد رابطه مستقیم وجود دارد.

در بسیاری از موارد انتشار زندگی نامه کارآفرینان موفق روحیه ریسک پذیری افراد جامعه را تقویت نموده و باعث تشویق هر چه بیشترآنان برای حضور در فعالیت های کارآفرینانه می شود. نقش رسانه های دیجیتال به عنوان نسل سوم رسانه ها نیز بسیار پر رنگ و تاثیرگذار است. زیرا از آن به عنوان یک ابزار ارتباطی هدفمند در دنیای امروزی یاد می شود. با نگاه به کشورهای توسعه یافته به وضوح می توان دید که هیچ کشوری بدون تحول فکری و فرهنگی مراحل رشد را طی نکرده است. هدایت جامعه به سمت کارآفرینی و تولید، از طریق آموزش رسانه ها میسر می باشد و بهترین زمان این فرهنگ سازی از همان سنین پایین خواهد بود. ایجاد گفتمان های کارآفرینانه در جامعه از طریق پخش برنامه های تلویزیونی نیز بسیار موثر است. دعوت از کارآفرینان موفق در برنامه های تلویزیونی باعث گسترش و تقویت شاخص های خود باوری، خطرپذیری ، استقلال طلبی و خلاقیت در بین جوانان می شود. طبیعتا چنانچه این طرز تفکر، اندیشه و نوآوری حاصل شده در حوزه اشتغال و کسب و کار تبلیغ و ترویج نشود، مولفه های ذهنی حاکم بر بخش های وجودی تفکرات جوانان در طی زمان با نوعی سستی و خمودگی همراه خواهد شد و نهایتا بروز فعالیت یافتن اندیشه های نو در آنها رو به نابودی می رود و قطع به یقین چنین جامعه ای محکوم به عقب ماندگی و عدم پیشرفت خواهد بود.

دکتر حوریه یحیایی