فاطمه گله داری پور رییس هیات مدیره شرکت آرافرم نیرا (آرفونی)

فاطمه گله داری پور رییس هیات مدیره شرکت آرافرم نیرا (آرفونی)
تیر 13, 1399
484 بازدید

فاطمه گله داری پور رییس هیات مدیره شرکت آرافرم نیرا (آرفونی) بخش مبلمان اداری و پارتیشن   تابلوی افتخارات مدیر نمونه آموزشگاه های شهر تهران- 1380 لوح تقدیر از معاونت توسعه منابع انسانی و پشتیبانی وزارت صنعت، معدن و تجارت- 1390 معلم برگزیده سال 1391 لوح تقدیر جهت برگزاری همایش اکوسیستم کارآفرینی- 1395 فعالیت ها […]

فاطمه گله داری پور

رییس هیات مدیره شرکت آرافرم نیرا (آرفونی)

بخش مبلمان اداری و پارتیشن

 

تابلوی افتخارات

مدیر نمونه آموزشگاه های شهر تهران- 1380

لوح تقدیر از معاونت توسعه منابع انسانی و پشتیبانی وزارت صنعت، معدن و تجارت- 1390

معلم برگزیده سال 1391

لوح تقدیر جهت برگزاری همایش اکوسیستم کارآفرینی- 1395

فعالیت ها و سمت ها

عضو هیات مدیره گروه شرکت های اطلس 87-1379

رییس هیات مدیره شرکت آسیب پژوهان و راهبران صنایع ایرانیان(پلی کلینیک صنعت)92-1387

دبیر طرح پیشرفت در زمان بحران های سازمانی- 1389

عضو کمیسیون صنعت، معدن و تجارت بانوان از 1392

 

کارآفرین طراحی دکوراسیون اداری

سال 1339 در آبادان به دنیا آمدم. پدر تاجری موفق بود. بعد از سالها تجارت یک کارخانه در خرمشهر احداث کرد. تحصیلات فرزندان برای پدر اهمیت فراوان داشت. تمامی تلاششان بر این بود که فرزندانش به آنچه می خواهند برسند. من هم به نوعی پدر پیشه هستم. خانواده ما تقریبا پرجمعیت بود؛ هفت فرزند بودیم. مادر بانوی بسیار توانایی بود و نقش هدایتگر داشت. مادر بعد از جنگ کارخانه پدر را از زیر خاکریزها و مین ها بیرون کشید. کارخانه را دوباره ساخت اما به دلیل نقش مادری و دوری راه دوباره از دست رفت. سفرهای زیادی را با خانواده تجربه کردیم. با خواهر بزرگم هم اتاقی بودیم خواهر بزرگ من الگوی مقتدری برای من بود. در کودکی نقش سازماندهی بسیار بالایی داشتم. در اتاقم کتابهای فراوانی از جمله رمان و اشعار نیما داشتم. در محیط بسیار سالمی زندگی می کردم، محیط پر مهری بود. با توجه به جوامع مذهبی که در آن زمان بود ما آزادانه راه و مسیر زندگیمان را انتخاب کردیم و این عامل مهمی بود که ذهن باز و موفقی داشته باشیم. شروع جنگ باعث آواره شدن ما و همشهری هایمان شد. ما به تهران مهاجرت کردیم. وقتی ازدواج کردم و فرزندانم را مادر شدم تصمیم گرفتم وقتم را صرف تربیت فرزندان و برآورده کردن نیازهای عاطفی آنها کنم.

زمان ما تا دیپلم تمام زیر ساختهای مربوط به آموزش آماده بود. آزمایشگاه ها کاملا تجهیز شده بودند. دیپلم فرهنگ و ادب را گرفتم. بعد از جریانات جنگ و ازدواج به دانشگاه رفتم و کارشناسی زبان و ادبیات فارسی را کسب کردم و مدیریت اجرایی را ادامه دادم.

در سنی مناسب که نه زود و نه دیر بود  و شاید خیلی به موقع، فعالیت های اجتماعی را شروع کردم. ابتدا در شرکتی فعالیتهای مربوط به سایت شرکت را انجام می دادم. بعد از آن حدود 20 سال در آموزش و پرورش مشغول بودم. شرکت آرا فرم نیرا را با ایده پسرم پیمان پژوهنده و همسرم تاسیس کردیم. بعد از بازنشستگی فعالیتم را در حوزه مبلمان اداری بیشتر کردم. سال 1379 شرکت بهینه اطلس را که خدمات کامپیوتری و تجهیزات سایت را انجام می داد تاسیس کردیم که بعد ها گسترش پیدا کرد و مجموعه شرکتهای اطلس را تشکیل داد. ما در این شرکت مجموعه کدهای آی سی را که وزارت صنعت و معدن هنوز تعریف نشده بود را در اولین اطلس صنعت به چاپ رساندیم. بانک اطلاعاتی مناطق صنعتی چهاردانگه را تدوین کردیم. در پارک علم و  فناوری ایران به عنوان یک شرکت آسیب پژوه، پروژه کلینیک صنعت را کلید زدیم. متاسفانه این پروژه را در دولت قبلی با اینکه برایش ردیف بودجه تعریف شده بود بی خبر از ما رونمایی کردند و بدین ترتیب رسما پروژه ما را دزدیدند و بدون هیچ کم و کاستی به نام خودشان ثبت کردند. هیچ گاه از بخش دولتی حمایتی نداشتیم.  اما با توجه به مشکلاتی که در پروژه ها داشتیم خوشبختانه توانستیم روی پا بمانیم ودر سال 1387 با تغییر رویکرد و فعالیت در زمینه طراحی داخلی و دکوراسیون اداری که جزو علایق همه ماست ادامه دهیم. در کار ما سلیقه، سنجش بازار، طرح ها و تولیدات ایرانی و خارجی بسیار مهم است و با مقایسه که انجام دادیم و دیدیم فضاهای کاری رفته رفته کوچکتر می شوند و به سادگی روی می آورند ما هم بر این اساس فعالیت های جدیدی را مناسب با فضاهای موجود ارائه می دهیم.

ما در کشوری زندگی می کنیم که تحولات زیادی را اعم از جنگ، انقلاب و بعد آن یک انقلاب فرهنگی را تجربه کرده است. اقوام زیادی داریم که خصوصیات خوب ایرانی را حفظ کردند. اگر به دنبال نقطه ضعف در کشورمان باشیم آموزش است. آموزش، توسعه را به بار می آورد. برای ارائه خدمات باید دوره های خاصی ببینیم حتی پذیرایی و رعایت بهداشت هم باید آموزش داده شود. برای شروع کاری باید از اصول اولیه پیروی شود که نمونه بارز آن رعایت بهداشت است و محصول باید با استاندارد های تعریف شده، تولید شود.

با تکیه بر دانش خود و افزایش آگاهی موفقیت را کسب می کنید. مثلا در بخش مالی یک شرکت اگر امورمالی درست عمل نکند باعث سقوط شرکت می شود. هر جوانی که می خواهد کاری شروع کند باید سطح دانش خود را در هر زمینه افزایش دهد. می توانستم موثرتر باشم اگر سطح دانشم را بالاتر می بردم. خوشحالم توانستم ایجاد شغل کنم و ایده هایی را به سرانجام برسانم. کسب و کار مقوله تبدیل یک ایده به فعالیت اجتماعی و اقتصادی بوده که در بر گیرنده مفهوم کارآفرینی است. همیشه سعی کردم کارآفرین اجتماعی هم باشم و فقط در اقتصاد کارآفرین نباشم.

جامعه بشری یک جامعه مردسالاری است، از گذشته های دورکه قدرت دست بانوان بود و قرنها بعد به خاطر باروری، زایش و نگهداری و تربیت فرزند رفته رفته مردها توانستند این عرصه را بدست بگیرند. با اینکه در جوامع مختلف تلاش شد بانوان کنار گذاشته شوند اما هم چنان زن در تلاش است تا جایگاه خود را حفظ کند.  فعالیت زنان در جنوب غرب و جنوب شرق ایران بسیار متفاوت است. در مناطق چابهار و شرق ایران عرصه برای فعالیت زنان بسیار محدود است. اما فعالیتهای بانوان در جنوب غرب بسیار پررنگ است و حتی بانوان برای کسب درآمد دست فروشی هم می کنند. در آبادان به علت کمبود آب مشکلاتی هست. در یک مدرسه به بچه ها آموزش مصرف درست از آب دادند و یک آبسرد کن برای مدرسه تهیه شد. بعد از مدتی از همان مدرسه برایم عکسی فرستادند که از خروجی آب آبسرد کن باغچه ای کوچک با گلهای زیبا ساخته بودند. اما در جنوب کشور کودکی برای تهیه آب به برکه ای رفت و متاسفانه طعمه تمساح شد. این را گفتم تا نقش آموزش را بدانیم.

امید سرچشمه حیات است. در جامعه ای که امید نباشد تولید مرده است. وقتی با ناکامی ها روبرو می شویم نمی توانیم امید را زنده نگه داریم و هرگز موفق به ادامه حیات نمی شویم. دو بار توانستم پیروز جنگ با سرطان باشم. زندگی یک فرصتی است که به هر انسان داده شده است. با باور و امید به این موفقیت دست پیدا کردم. با توجه به اتفاقات غیر منتظره موجود در اقتصاد کشور از فردای کارمان خبر نداریم. برای یک تولید کننده چه کسی زیان وارد شده را جبران می کند و یا چگونه تاب آوری را در خود تقویت کند؟ با امید و برنامه ریزی، ما در نسلی بودیم که فرازو نشیبهای زیادی را متحمل شدیم که همگی ناخواسته برایمان اتفاق افتاد. نوسانات ارزی اخیر یک قمار بزرگ بر سر راه کارآفرینی بود و تنها با امید و برنامه ریزی می توان پیش رفت. برکت را در ضرب المثلی برایتان می گویم، از هر دستی بدهی از همان دست می گیری.

برچسب‌ها:, , , , , , , ,