سید فخرالدین عامریان بنیانگذار شرکت دشت بهشت آریا

سید فخرالدین عامریان بنیانگذار شرکت دشت بهشت آریا
تیر 2, 1399
2738 بازدید

سید فخرالدین عامریان بنیانگذار شرکت دشت بهشت آریا بخش: صنعت فرش دستباف و جواهرات تابلوی افتخارات: – صادرکننده نمونه ملی و استانی از سال 1391تا 1395 – کارآفرین نمونه صنعت و معدن در سال 1394 و… فعالیت ها و سمت ها: – موسس و مدیرعامل شرکت دشت بهشت آریا – رییس هیات مدیره شرکت دشت […]

سید فخرالدین عامریان
بنیانگذار شرکت دشت بهشت آریا
بخش: صنعت فرش دستباف و جواهرات
تابلوی افتخارات:
– صادرکننده نمونه ملی و استانی از سال 1391تا 1395
– کارآفرین نمونه صنعت و معدن در سال 1394 و…
فعالیت ها و سمت ها:
– موسس و مدیرعامل شرکت دشت بهشت آریا
– رییس هیات مدیره شرکت دشت بهشت آرتین
– رییس هیات مدیره شرکت گلدین بیزینس دبی و برزیل
– رییس هیات مدیره شرکت
RGHبرزیل
– رییس هیات مدیره شرکت فرش گلدینگ در هند

من در 15اردیبهشت 1354 در مرودشت متولد شدم. پدرم هم کشاورزی می کرد و هم در تولید مرغ و طیور فعالیت داشت. ما 11فرزند بودیم و خانواده پرجمعیتی را تشکیل می دادیم.
پدرم اعتقاد داشت که همه 10فرزند باید تحصیل کنند. دیپلم را در رشته ریاضی فیزیک گرفتم و در کنکور رشته مهندسی برق دانشگاه شیراز قبول شدم. من احساس می کردم که باید دست به کسب و کاری بزنم. لذا پول توجیبی هایم را که در طی مدتها پس انداز کرده و به 20 هزار تومان رسانده بودم را سرمایه اولیه کارم قرار دادم. به این ترتیب در سال 1372 تولید فرش را شروع کردم. من با این سرمایه مقداری پشم خریدم و آنها را به تولیدکنندگان خانگی فرش سپردم تا ببافند. به آنها می گفتم که دستمزدتان را یک ماه بعد از تحویل می دهم و آنها هم قبول کرده بودند. با این 20 هزار تومان یادم هست 80 یا
100 متر مربع فرش تولید کردم. در آن زمان یک تاجر کلیمی برای خرید فرش به مرودشت آمده بود. فرش هایم را 800 هزار تومان خرید که از این مبلغ 500 هزار تومان سود حاصلم
شد. با این مبلغ یک وانت نخ فرش از کرمانشاه خریدم و دوباره تولید فرش را انجام دادم. سه ماه به سه ماه فرش تولید می کردیم و می فروختیم. تا جایی که سرمایه ام به 2میلیون و 500هزار تومان رسید. بلافاصله از بانک دسته چک گرفتم و 20میلیون تومان مواد اولیه فرش خریدم. هنوز اتومبیل نخریده بودم. از شهرکرد پشم ها را
داخل گونی گذاشته و بار وانت می کردم و در روستاها بین خانم های بافنده که می شناختم توزیع می کردم. در سال 73 دلار صعود کرد. فرشی که متری 4 هزار تومان برای من تمام شده بود به متری 45 هزار تومان رسید. بدین ترتیب سرمایه من حدود 01میلیون شد. در آن زمان یک آپارتمان در تهران حدود 8میلیون تومان بود.
من واقعا تلاش می کردم و شبی دو سه ساعت بیشتر نمی خوابیدم. شبانه با اتوبوس به شهرکرد می رفتم تا صبح اول وقت دنبال کارهایم باشم. به تدریج اتومبیل هم خریدم. بعد برای گسترش فعالیتم به تهران آمدم تا از روند فروش فرش در تهران مطلع بشوم. روال کار که دستم آمد فرش ها را به یک قالیشویی می دادم و بعد برای فروش آنها را به تاجران تهرانی عرضه می کردم. بعد در جستجوی این بودم که تاجران با فرش های ما چکار می کنند. بعد از تحقیق فراوان متوجه شدم که فرش ها را صادر می کنند. حالا من هم کارت پایان خدمت نداشتم. دو
سه سال بعد کارت های پایان خدمت را که فروختند بلافاصله کارتم را گرفتم و برای بازاریابی فرش ها به کشورهای مختلف سفر کردم. صادرات فرش را با یکی دو کشور شروع کردم. از بد حادثه دو کانتیتر فرش من از بین رفت و برای من ضرر هنگفتی به همراه داشت. اما این موضوع مرا نترساند و سال 79 به برزیل رفتم و
بازار آنجا را ارزیابی کردم. بعدها برادرم را هم به برزیل فرستادم و به کمک هم شرکت مان
را در آنجا ثبت کردیم. برزیلی ها با فرش ایرانی آشنا نبودند و ما هم با یکی دو کانتینر شروع
کردیم. در برزیل واسطه ها را حذف کردم و آن را به صورت 31شعبه فروشگاه های زنجیره ای درآوردم. برند خودمان را داشتیم. قراردادی را با تلویزیون برزیل منعقد کردیم و در یکی
از شبکه های سراسری به مدت 9ساعت به تبلیغ و معرفی کالایمان پرداختیم. خوشبختانه نتیجه بسیار خوبی داد. سایت های آنلاین فروش را راه اندازی کردیم. به این ترتیب کار ما به
سوددهی بسیار مطلوبی رسید. بعد از آن وارد صنعت کشت فراسرزمینی شدم. 01هزار هکتار زمین کشاورزی در برزیل
خریداری کرده ام که در آن سویا و ذرت کشت می کنیم. در ایران بر روی فیلمهای سینمایی
سرمایه گذاری می کنیم. فیلم های من سالوادور نیستم و کارگر ساده نیازمندیم را سرمایه
گذاری کردیم و فیلم جدیدی را هم در برزیل خواهیم ساخت.
در حال حاضر در سطح ایران حدود 400 تا 500 بافنده فرش به طور مستقیم در مجموعه ما مشغول به کار هستند. این جدا از نیروهای قالیشویی و فروش مان است. سعی داریم مدیران
ایرانی را برای اعزام به برزیل تربیت کنیم. این چند نفری که اعزام کردیم بسیار خوب بودند و فکر کنم تا دو سال دیگر بتوانیم 60 نفر دیگر را هم اعزام کنیم.
اگر شخصی می خواهد کاری را شروع کند ابتدا باید تحقیقاتی درباره آن انجام دهد. بعد از آن بارزترین مشخصه برای رسیدن به مطلوب پشتکار است. حتی اگر شکست بخورد. ظواهر و پرستیژ کار نباید مهم باشد. یک کارآفرین را نمی شود از روی تیپ و ظاهرش شناخت. چون کارآفرین تنها به هدفش فکر می کند. کارآفرین جوان باید بدون ادعا باشد تا اختراع یا ایده اش به سرانجام برسد. تصور بیش از حد داشتن از ایده انتظارش را از سرمایه گذار بالا می برد. بنابراین سرمایه گذار در همان مذاکره اول از دستش می رود. من اعلام آمادگی می کنم تا از جوانانی که ایده خلاقانه دارند و بی
ادعا هستند حمایت و راهنمایی کنم.

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , ,