سمیرا کوشکستانی مدیرعامل شرکت طنین پرداز پاسارگاد

سمیرا کوشکستانی مدیرعامل شرکت طنین پرداز پاسارگاد
تیر 13, 1399
410 بازدید

سمیرا کوشکستانی مدیرعامل شرکت طنین پرداز پاسارگاد بخش تجهیزات پزشکی   تابلوی افتخارات محقق برتر بانوان زیرمجموعه صنایع الکتریک ایران-1380 طرح موفق در صندوق نوآوری و شکوفایی-1395 دارنده گواهینامه ثبت اختراع داخلی برای سیستم کاشت حلزونی شنوایی- 1395 دارنده گواهینامه ثبت اختراع داخلی برای دستگاه تحریک کننده الکتریکی برنامه پذیر سطحی پرده صماخ-1395 شرکت برتر […]

سمیرا کوشکستانی

مدیرعامل شرکت طنین پرداز پاسارگاد

بخش تجهیزات پزشکی

 

تابلوی افتخارات

محقق برتر بانوان زیرمجموعه صنایع الکتریک ایران-1380

طرح موفق در صندوق نوآوری و شکوفایی-1395

دارنده گواهینامه ثبت اختراع داخلی برای سیستم کاشت حلزونی شنوایی- 1395

دارنده گواهینامه ثبت اختراع داخلی برای دستگاه تحریک کننده الکتریکی برنامه پذیر سطحی پرده صماخ-1395

شرکت برتر دانش بنیان-1397

واحد فن آور برتر مرکز رشد دانشگاه شاهد- 1397

سمت ها و فعالیت ها

تدریس ریاضی در مدارس دخترانه- 1377

کارشناس الکترونیک شرکت راهبردهای هوشمند- 1378

کارشناس الکترونیک صنایع مخابرات ایران(صما) وابسته به صنایع الکترونیک ایران 83-1378

مدیر تحقیق و توسعه شرکت ایمن رایان فردا از 90-1388

 

کارآفرین از رویا تا واقعیت

سال 1355 در خانواده ای پنج نفره در تهران متولد شدم. اصالتا یک سبقه روستایی دارم. اهل روستای بلگی جان تهران هستم. بخش زیبای کودکی مرا آن روستا شکل داده است. در کودکی بیشتر روزهایم را در آن روستا گذراندم. زندگی در آنجا و بازی لابلای درختان سرسبز و چیدن گل محمدی فرصت کشف را به من داد. پیشه دختربچه های روستا چیدن گل محمدی بود و از فروش آن درآمد داشتند. مراحل ساخت تنور، پروسه صبر، تحمل و طی کردن فرآیند برای رسیدن به نتیجه مطلوب را آموختم. تجربه این رویدادها در جای دیگر امکان پذیر نبود. وقتی سواد یاد گرفتم برنامه ریزی روزانه را از همان موقع شروع کردم. نظم و برنامه داشتن را خیلی دوست داشتم.

چهارم ابتدایی را در مدرسه سمیه منطقه 14 ، پنجم ابتدایی را در مدرسه شهید رحمانی شهرک چمران ، راهنمایی و دبیرستان را در شهرک نور و مدرسه توحید خواندم. سال 73 کارشناسی ام را دانشگاه امیرکبیر واحد تفرش رشته برق الکترونیک گرفتم. بعد از فارغ التحصیلی مشغول به کار شدم. چند سال بعد کارشناسی ارشد مهندسی پزشکی گرایش بیوالکتریک دانشگاه شاهد را اخذ کردم.

سهام دار و مدیر آرندی شرکت ایمن رایان فردا بودم. شرکت با ناکامی مواجه شد. برای مقطع دکتری اقدام کردم. جزو پنج نفر برتر برگزیده دانشگاه بودم. در مرحله گزینش ردم کردند که سبب خیر بود. ابتدا بسیار ناراحت بودم اما با گذشت زمان دیدیم ادامه ندادن تحصیل باعث رشد من بود. بعد آن شرکت طنین پرداز پاسارگاد را راه اندازی کردیم. موفقیتم در این مسیر همسو با تفکرات دانش آکادمیک من شد.

شکست، تجربه ای دردناک اما فوق العاده آموزنده است. کسب و کار برایم آموزنده بود. در شروع کارم چند نکته وجود داشت که ابتدا بهترین گزینه این است که در راستای تخصص و دانشی که داریم کاری ایجاد کنیم. همیشه می گویم کسب و کار را به گونه ای بسازید که اگر روزی همه تیم تنهایت گذاشتند بتوانی آن را نگه داری. نکته بعدی تجمیع و شکل گیری تیم است که باید دقت بسیار بالایی داشته باشید. شراکت در تیم مانند ازدواج است. چرا که کار و افکارت را با بقیه سهیم می شویم. انتخاب افرادی که  می خواهیم هم راستا و همراه شویم دقت زیادی می خواهد. اگر کاری را شروع کنم به راحتی رهایش نمی کنم. تمام ظرفیتها و راههایی که می تواند به موفقیتم کمک کند را امتحان می کنم. در کسب و کار قبلی هم آخرین نفری بودم که کار را رها کردم. برایم سخت بود از کسب و کارم جدا شوم. مانند فرزندم به آن شرکت علاقه داشتم اما یک پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان است.

همیشه اتصال گذشته و خانواده را حفظ کردم. حمایتهای مالی از خانواده نداشتم. فکرم این بود اول زندگی خودم، سپس خانواده و بعد آن اگر بتوانم زندگی مردمم را تغییر دهم. دنبال آن هستم که تغییرات اثرگذار برای مردمم ایجاد کنم. در تغییر زندگی خودم و خانواده ام تاحدودی موثر بودم. تا اینجا که آمدیم مسیر بسیار سختی طی کردیم. طی مسیر کارآفرینی روحیه بسیار بالا می خواهد. به قول عطار«گر مرد رهی میان خون باید رفت  وز پای فتاده سرنگون باید رفت» که من همیشه می گویم این قصه مرد و زن ندارد.

امروز که اینجا نشسته ام و به عقب نگاه می کنم می دانم آنچه توانسته ایم لطف خدا بوده است. کاملا فضل و رحمت خداوند را دلیل اصلی هرآنچه که هست می دانم. از نظر من موفقیت تعاریف گوناگونی دارد باید ببینیم که شاخصه ما از موفقیت چیست. گاهی رتبه یک صادرات و گاهی تغییر مسیر زندگی یک کودک شاخص موفقیت است. گاهی ممکن است یک ناشنوا در کنج خانه مصرف کننده جامعه باشد. اما می توان با تغییر زندگی، او را به مولدی در جامعه تبدیل کرد. هنوز راه بسیاری برای رفتن داریم. معتقدم عدالت خداوندی رحمتش را شامل حال بندگانش می کند. فرصتی را به تمام بنده ها عطا می کند اما این ما هستیم که باید درک آن فرصت را داشته باشیم؛ از آن به نحو احسن استفاده کنیم و رویاها و تفکراتمان را به عرصه ظهور برسانیم. هیچگاه منتظر کسی نبودم که کاری برایم انجام دهد. منتظر ایجاد شغل از خانواده و حمایت مالی از دولت نشدم. خواستم؛ حرکت کردم و به دست آوردم. همیشه می خواستم یک کاری کنم.

یکی از لطفهای خداوند آشنایی من با همسرم بود. همسرم پروژه کاشت حلزون شنوایی را به عنوان تز دکتری ارائه داد. سال 1377 در دانشگاه امیرکبیر استارت خورد. به عنوان پروژه ملی تعریف شده بود. سیستم سال 1382 فعال شد اما تجاری نبود. آن دوران در صاایران کار می کردم. محقق برتر شناخته شده بودم و از پوزیشن خوبی برخوردار بودم. کم کم متوجه شدم ما برای تعالی روح و بهبود زندگی انسانها کاری انجام نمی دهیم. محیط نظامی بود. که در جای خود ارزشمند بود اما خلاق و پویا نبود. نتوانستم با آن محیط خود را وفق دهم و استعفا دادم.

کار همسرم برایم لذتبخش بود. حس عجیب و خوبی است که یک ناشنوای مادرزاد شنوا می شود. ارزش آفرینی که ایجاد می شود بسیار متفاوت است. در همان دوران فرزندم را باردار بودم و کارشناسی ارشد قبول شدم. بعد از آن چند پروژه در شرکت ایمن رایان فردا انجام دادیم. تشخیص ناشنوایی از روی سیگنال گریه نوزاد از پروژه های ما بود. اگر کیس های کاشت حلزون را ببینیم کسانی که خوب حرف می زنند بچه هایی هستند که خیلی زود متوجه ناشنوایی آنها شدیم. اپلیکیشنی را طراحی کردیم که می توانیم با گوشی موبایل خود و گرفتن صدای گریه نوزاد تشخیص ناشنوایی بدهیم. بعد از آن با جمع شدن شرکت به سراغ دکتری رفتم و نتوانستم درس بخوانم. در همان دوره نیاز کاشت حلزون در کشور مطرح شد. من به اتفاق همسرم این طرح را پیگیری کردیم.

سالانه 2000 تا 2500 کودک ناشنوا متولد می شود. حال اینکه تعداد زیادی هم از قبل ناشنوا هستند بعلاوه افرادی که به دلایل بیماری و یا حادثه ناشنوا می شوند. حدودا 3500 بیمار نیازمند این موضوع هستند. هیأت امنا ارزی در سال تا هزار نفر را پوشش می دهد. چرا که قیمت بالایی دارند. بین 7هزار تا 10هزار دلار است. با توجه به آماری که دادم خواستم بدانید که نیاز کشور به کاشت حلزون چقدر است. طرحمان را به هر جایی که بگویید ارائه دادیم تا سرمایه گذار جذب کنیم. دو سال طول کشید و در نهایت شرکت شناسا، سرمایه گذار خطرپذیر بانک پاسارگاد طرحمان را پذیرفت و شرکت طنین پرداز پاسارگاد شکل گرفت.

اولین ورژن محصول را در بهمن 1393 که برگرفته از طرح سال 83 بود آماده ارائه کردیم. نمونه های ما سه تیکه بود. پردازشگر گفتار، میکروفن و ملحقات و تکه گیرنده هم داخل جمجمه قرار می گیرد. چون برند جهانی رو به پیشرفت بود محصول شامل دو قطعه می شد. پردازشگر و میکروفن مانند سمعک در پشت گوش قرار می گرفت. فرستنده RE هم در جمجمه کار گذاشته می شد. برای پیشبرد کار پلی به طراحی سیستم یکپارچه زدیم و سال 94 روی 14 بیمار تست انجام دادیم و سال 95 در محل وزارت علوم از این محصول رونمایی شد. شرایط برایمان سخت تر شد. سنگ اندازی ها شروع شد. شاخک های افراد مختلف فعال شد و به شیوه های مختلف باعث ایجاد موانع شدند. برای بخش بیرونی محصول، استانداردها گرفته شده و برای اخذ مجوز از تجهیزات پزشکی همچنان در تکاپو هستیم. چون گرفتن مجوز طولانی شد بر روی بخش درونی محصول متمرکز شدیم. محصول ساخته شد و ثبت اختراع شد و ماه گذشته مجوز تولید گرفتیم. برای تولید بخش خارجی باید با شرکت خارجی وارد مذاکره می شدیم که با سوییس رایزنی کردیم. آنها از توان فنی تیم ما شگفت زده شدند. قرار شد 18 اردیبهشت با شرکت سوییسی تفاهم نامه امضا کنیم که دو روز قبل آن تاریخ، ترامپ تحریمات را ایجاد کرد و تمامی رشته های ما پنبه شد. این هم نوعی شکست در کار ما بود.

تا این لحظه کاری نبوده که بخواهم انجام دهم و برای زن بودن موانعی ایجاد شده باشد. فقط یک مورد به یاد دارم که برای کارت بازرگانی به نیروی انتظامی مراجعه کردم تا اثر انگشتم را بگیرم، مامور انتظامی پرسید: برای چه کاری اثر انگشت می خواهی؟ پاسخ دادم: برای کارت بازرگانی. نگاهی به من کرد و گفت: مگر زن هم کارت بازرگانی می گیرد؟

کارمان را طبق قانونی و روال اصولی انجام دادیم و برای اخذ مجوزات یک ریال رشوه پرداخت نکردیم. تلاشم بر این است که یک شرکت اخلاق مدار داشته باشم. شاید اگر جور دیگری رفتار می کردیم به لحاظ تجاری موفق تر بودیم. در انتخاب همکاران بر بحث اخلاقی حساسیت زیادی داریم.

یکی از چالش های زنان کارآفرین پذیرش نقش های متعدد در جامعه است. دختر دومم هم زمان با شکل گیری طنین پرداز پاسارگاد متولد شد.  دختر یک خانواده، همسر، مادر بودن و مدیر خوب بودن از تعدد نقش هاست. کار سختی است که هم زمان نقش ها را ایفا کنیم. تلاشم بر این است از دل نقش هایی که دارم ملودی خوش آهنگی را بنوازم و بتوانم بهترین های این نقش باشم. فرآیند موفقیت یک زن نسبت به یک آقا زمان بیشتری می برد؛ چرا که ایفای این نقش ها زمان می برد.

کارآفرینی با کسب وکار متفاوت است. کارآفرینی را ارزش آفرینی تعریف می کنم. کسی که کارگاه خیاطی راه می اندازد در واقع رقیبی برای کارگاه دیگر می شو؛ اما کارآفرینی یک منبع جدید خلق می کند. از قِبَل آن، منابع جدید دیگری هم کلید می خورد. از اضافه شدن منابع تعداد زیادی هم به کسب روزی می رسند و بدین ترتیب ارزش های بیشتری کسب می کنید.

از ویژگی مهم کارآفرینی داشتن رویاهای بزرگ است؛ حتی رویاهای کودکی. کارآفرین، رویا را با هویت و شکل می بیند. برای آن پلن ایجاد می کند. اغلب خود کارآفرینان هستند که احساس می کنند باید کاری انجام دهند که مفید و موثر باشد. اول بر خود سخت گرفته و برای مسائل مختلف راه حل ارائه می دهند و اینکه چگونه می توانند مسئله را خرد کرده و راه حل بیابند. امید، گزینه دیگر خصیصه کارآفرینی است. زمانی تهی می شوی که امید نداشته باشید. باور از عوامل اصلی کار است. اگر ایمان و اعتماد نداشته باشیم، نمی توانیم این مسیر را طی کنیم و به سرانجام برسیم. باور در تداوم قدم هایی که برای موفقیت بر می داریم بسیار موثر است. باور باید بر اساس شناخت توانمندی های فرد باشد. جمله «من می توانم کاری انجام دهم» درست است اما آن کار و شناخت کار هم مهم است. قدمتان باید محکم گذاشته شود. برکت کارم را در فضل و یاری خدا می بینم.  شاد کردن دل دیگران بزرگترین لذتی است که می برم. امیدوارم در این مسیر بتوانیم چرخی از چرخهای هستی را بچرخانیم و خنده بر لبان مادر و فرزندی بیاورم که بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند. لذت بردن از کارهای سخت راضی ام می کند. ممکن است که اگر با همین شخصیت به عقب برگردم همین مسیر را انتخاب کنم اما دقیقا مطمئن نیستم و نمی دانم. وارد هر حوزه ای می شوید اخلاق حرفه ای آن عرصه را رعایت کنید. رویاهایتان را دست کم نگیرید. با حفظ رویاها اهداف وسوسه انگیز داشته باشید. رویا منشا تحول است که برای داشتنش باید تعمیق تلاش و اخلاق داشت. شرایط جامعه کمی جوانان را از مطالعه کتاب دور کرده و نیاز داریم جامعه به عمق برود. در هر جا که وارد می شوید مولد و صاحب سبک باشید؛ حال آنکه ورزش باشد یا علم و تولید؛ خروجی زاینده داشته باشید.

 

 

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , ,