دکتر مهدی کریمی تفرشی رییس هیات مدیره صنایع غذایی گلها

دکتر مهدی کریمی تفرشی رییس هیات مدیره صنایع غذایی گلها
تیر 3, 1399
655 بازدید

دکتر مهدی کریمی تفرشی رییس هیات مدیره صنایع غذایی گلها بخش: صنعت غذا تابلوی افتخارات: – اولین و تنها دارنده نشان شوالیه صنعت غذا در ایران از اروپا – مرد سال صنعت غذا 5931 – سفیر غذای سالم – مدیر نمونه از طرف نمایندگی سازمان ملل در ایران – دارنده نشان جهادگر خودکفایی از ریاست […]

دکتر مهدی کریمی تفرشی
رییس هیات مدیره صنایع غذایی گلها
بخش: صنعت غذا
تابلوی افتخارات:
– اولین و تنها دارنده نشان شوالیه صنعت غذا در ایران از اروپا
– مرد سال صنعت غذا 5931
– سفیر غذای سالم
– مدیر نمونه از طرف نمایندگی سازمان ملل در ایران
– دارنده نشان جهادگر خودکفایی از ریاست جمهوری
– دارنده تندیس طلایی از هفدهمین همایش مدیران برتر صنعت و تجارت ایران
– انتخاب به عنوان 51کارآفرین جوان در بخش خصوصی
– دارنده تندیس همایش بزرگان کارآفرین کشور
– دارنده نشان یادبود مدیر برتر و ماندگار در چشم انداز اقتصاد ایران و …
فعالیت ها و سمت ها:
– رییس هیات مدیره صنایع غذایی گلها
– رییس هیات مدیره تعاونی تولیدکنندگان مواد غذایی هم صنف
– عضو هیات مدیره خانه صنعت، معدن و تجارت جوانان ایران
– مشاور عالی هیات مدیره انجمن علوم و صنایع غذایی ایران
– مشاور عالی هیات مدیره انجمن علوم و فناوری غلات ایران
– عضو باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان
– عضو باشگاه نوابغ مدیریت ایران
– مولف چندین عنوان کتاب از جمله «کارآفرینی»،«مدیر موفق کیست»، «مدیریت
حرفه ای یک کسب و کار موفق»، «رمز و راز تغییر» و «گیاهان دارویی»

در سال 1355در محله امیریه شهر تهران پا به عرصه زندگی نهادم. دو خواهر و دو برادر دارم. پدربزرگم در زمان جنگ جهانی کارگاه موادغذایی گلها را به شکل سنتی پایه گذاری کردند
و در جلوی همان کارگاه محصولات را به فروش می رساندند. به ملوانان روس مواد غذایی می دادند و جای آن نایلون های یک طرف دوخت می گرفتند. در آن زمان که مواد غذایی
داخل کاغذهای قیفی به مردم عرضه میشد، پدربزرگم محصولات را داخل این نایلون ها می ریختند و به وسیله اتوی ذغالی درشان را پرس می کردند.
این شیوه را تا سال 45 ادامه دادند تا اینکه پدرم در آن سال دستگاه های استوک نیمه اتوماتیک را از آلمانها خریداری کرده و تولید را از حالت سنتی به صورت نیمه اتوماتیک در آوردند و نسل دوم گلها شکل گرفت. تنوع تولیدات را افزایش داده و نمک، آرد و انواع غلات را هم به تولیدات اضافه کرده و باعث شهرت گلها شدند.
من از همان زمان کودکی علاقه بسیاری به کار داشتم. تابستان ها که میشد همه بچه ها تو محله بازی می کردند؛ اما من صبح زود قبل از پدرم سوار ماشین می شدم و با او به کارخانه در جاده کرج می رفتم. او برایم توپی خرید بود که در محوطه بازی کنم؛ اما من از هر فرصتی استفاده
می کردم. اغلب پهلویش می نشستم و به مراوده ایشان با دیگران گوش می کردم. برای اینکه پدر حساس نشوند، خودم را سرگرم بازی نشان می دادم ولی گوشم به صحبت های او بود. تن صدای من شبیه پدرم بود. در نوجوانی به جای پدرم تلفنی با دیگران صحبت و معامله
می کردم. پدرم که فهمیدند به این کار علاقه دارم رسمیت بیشتری به حضورم در کارخانه دادند. تا اینکه پدر دچار بیماری شدند و رفت و آمدش به کارخانه مشکل شد و کمتر سر کار
می آمدند. من از همان زمان نوجوانی تقریبا اداره کارخانه را به دوش کشیدم. لذا مجبور شدم دوران دبیرستان را به طور شبانه در دبیرستان رهنما طی کنم. دیپلمم را هم به طور شبانه گرفتم. دوران خدمت را هم از صبح سر خدمت بودم و بعدازظهرها تا ساعت 55شب در کارخانه کار می کردم. بطورکلی کودکی و جوانی نکردم. بعد از دوران خدمت، به ادامه تحصیل در رشته مهندسی
صنایع غذایی پرداختم. در آن زمان بیماری پدر شدت گرفت؛ تا جایی که دیگر نتوانستند در کارخانه حضور پیدا کنند و عاقبت متاسفانه در اثر سکته های مکرر دار فانی را وداع گفتند. روزهای سختی را پشت سر گذاشتیم (
بغض می کند). دیگران با من که جوان بودم اعتماد نمی کردند کار کنند. بیماری پدر هم موجب شده بود که نقدینگی ما صفر شود. به بانک ها و
بازار مقروض بودیم. ما هم زورمان به فروشگاه های زنجیره ای برای بازپس گرفتن مطالبات مان نمی رسید. با این حال من شرایط سخت را به فرصت تبدیل می کردم. به هر ترتیب نسل سوم از ابتدای دهه 80به صورت مدیریت نوین، کارش را آغاز نمود. کارخانه ای تحویل گرفته شد که با 35 نفر پرسنل حدود 25نوع کالا تولید می کرد. امروزه با لطف خدا و زحمات فراوانی که من،
برادران و تیمم کشیدیم یک کارآفرینی 1500نفره در سراسر ایران داریم و با 300عنوان کالای به ثبت رسیده یکی از متنوع ترین کارخانه های مواد غذایی در ایران محسوب می شویم.
در زمینه داشتن گواهینامه های ملی و بین المللی هم این افتخار را داریم که متنوع ترین گواهینامه ها را در صنعت غذا داشته باشیم. به طور نمونه سازمان ملی استاندارد در 9دوره
متوالی این مجتمع را به عنوان واحد نمونه استاندارد کشوری معرفی کرده است. امروز توانسته ایم بعد از 0دهه برند گلها را توسط خود مردم تبدیل به یک برند مردمی کنیم. آن هم
به این خاطر است که در این سالها با وجود تحریم ها سعی کردیم کالای باکیفیتی را به مردم عرضه و اعتماد آنها را جلب کنیم.
پدر مرحومم عضو تعاونی تولیدکنندگان مواد غذایی بود و علاقه خاصی به این تعاونی داشت. امن هم به عشق پدرم در این تعاونی خدمت رسانی کردم تا جایی که به ریاست هیات مدیره

تعاونی انتخاب شدم. تحصیلاتم را در رشته MBAادامه دادم و دکترایم را در رشته مدیریت از دانشگاه آزاد گرفتم. مطالعات بسیاری در زمینه مدیریت استراتژیک کردم تا بتوانم پرسنلم را در
شرایط بحرانی و تحریم اداره کنم. در کارگاه های آموزشی بسیاری شرکت کردم و کتاب کارآفرینان موفق جهان را مطالعه نموده و سعی کردم از تجربیات شان الهام بگیرم. برای رسیدن
به هدفم تنها 5ساعت می خوابم. سعی می کنم هر ماه حداقل 2محصول به سبد کالایمان اضافه کنم. من به کار گروهی اعتقاد دارم. باید از نیروهای جوان استفاده کرد تا بتوانند
زمینه ساز باشند. من به جوانانی که علاقه مند به کارآفرینی هستند توصیه میکنم به مطالعه شغل موردنظرشان بپردازند. اما قبل از آن باید طبع آن شغل را هم داشته باشند. به عبارتی دیگر ابتدا باید استعدادهایشان را شناسایی کنند. بعد به آنها شاخ و برگ داده و شروع کنند. حتما نباید یک
ارثیه پدری پشتوانه ی کارآفرین باشد. ما شاهد بوده ایم که بسیاری پول های هنگفتی دستشان رسید و آن را ضایع کردند. یک فرد توانمند به ارثیه متکی نمی شود. سعه صدر و کفش آهنین داشتن عامل موفقیت است.

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , ,