احد عظیم زاده (بنیانگذار و مدیر هلدینگ عظیم زاده)

احد عظیم زاده (بنیانگذار و مدیر هلدینگ عظیم زاده)
خرداد 27, 1399
213 بازدید

احد عظیم زاده بنیانگذار و مدیر هلدینگ عظیم زاده بخش: صنعت فرش، توریسم، نفت و دارو تابلوی افتخارات: – دارنده عنوان رهبر کارآفرینان – دارنده تندیس الماس برترین بیزینس من جهان بین 164کشور – دارنده تندیس نیویورک ،2003لندن ،2002فرانکفورت2004 – تندیس طلایی از کشور انگلستان به عنوان بهترین تولید کننده فرش های دستباف ایرانی – […]

احد عظیم زاده
بنیانگذار و مدیر هلدینگ عظیم زاده
بخش: صنعت فرش، توریسم، نفت و دارو
تابلوی افتخارات:
– دارنده عنوان رهبر کارآفرینان
– دارنده تندیس الماس برترین بیزینس من جهان بین 164
کشور
– دارنده تندیس نیویورک ،2003لندن ،2002فرانکفورت2004
– تندیس طلایی از کشور انگلستان به عنوان بهترین تولید کننده فرش های دستباف ایرانی
– لوح تقدیر صادرکننده نمونه از مرکز ملی فرش در سال 1388
– صادرکننده نمونه کشور در سالهای 1390تا1394
– دارنده تندیس سومین اجلاس جهانی مدیریت
– دارنده تندیس چهارمین مجمع جهانی مدیریت در سال 1390
– دارنده تندیس جشنواره ملی تجلیل از تلاشگران کیفیت کشور در سال 1391
– برگزیده جشنواره ملی قهرمانان صنعت ایران در سال 1392
– دارنده برند برتر کشور
– دارنده تندیس جشنواره ملی قهرمانان صنعت ایران
– دارنده گواهینامه افتخاری مدیریت راهبردی کسب و کار از وزارت صنعت
– دارنده تندیس نخستین نمایشگاه صادرکنندگان نمونه ایران
و…
شرکت ها:
– شرکت خانه فرش عظیم
– قو الماس خاورمیانه
– دارو طب عظیم
– عظیم پترو انرژی کیان کیش

در دهم آذر 1336در روستای اسفنجان از توابع اسکو و شهر تبریز متولد شدم. روستایی که در آن 1200خانوار زندگی می کنند. پدرم در همان منطقه کارخانه فرش داشت. فرزند پنجم
خانواده هستم. هفت ساله بودم و تنها دو ماه بود که به کلاس اول می رفتم که دست روزگار، پدرم را از من گرفت و شرایط بد مالی مرا هفت سال پشت دار قالی نشاند تا بدین ترتیب از تحصیل باز بمانم. امکانات ضعیف مالی اجازه نمی داد به مدرسه بروم. 6سال برای غم از دست دادن پدرم گریه می کردم. بعد از فوت پدرم سرپرستی دو خواهر کوچکم را به عهده گرفتم. از 42سالگی به تبریز رفتم. روزها قالی می بافتم و شب ها به صورت اکابر با چراغ قوه درس می خواندم؛ چون در آن زمان برق نداشتیم. در سال 3بار بیشتر نمی توانستیم برنج بخوریم. یک بار روز 34ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبه سوری. آرزو داشتم یا خلبان شوم یا پولدار و برای رسیدن به این آرزوها بسیار زحمت کشیدم. کارم را با به دوش کشیدن پشتی و قالی های کوچک و بردن آن از اسفنجان یا اسکو برای فروش آغاز کردم. در آغاز کار از هرکدام از آنها یک یا دو تومان سود می کردم. پنج سال این چنین سخت کار کردم. در کنار بافت فرش های 43متری، به بیزینس روی آوردم. با خرید و فروش مرغ های زنده شروع کردم. بعد به تجارت پوست گوسفند روی آوردم و نیز به پرورش گوسفند پرداختم.

خرید و فروش قالی و قالیچه را در حد روستایم از چهارده سالگی آغاز کردم. اما عشق به فرش و فرشبافی مرا در اندیشه بازاریابی جهانی انداخت تا باعث شد راهی آلمان شوم. در آنجا از
وضعیت بازارهای سوئیس باخبر گشتم و با پیگیری و سماجت عازم ژنو شدم. تجارب و دستاوردهای این سفر سبب شد که پس از بازگشت به ایران، فرش گرد را اختراع کنم که این کار موجب تحولی در صنعت فرش ایران گردید. از سال 4236دارای کارت بازرگانی هستم. با تاسیس دو کارخانه قالیبافی در اسفنجان و تبریز، اهداف بلندم را پیش بردم تا اینکه با سفر
دوباره به کشورهای اروپایی، جویای سلیقه آنان درباره قالی های ایرانی شدم و پس از بازگشت به ایران و گشایش یک مغازه در بازار بزرگ تهران قالی هایی بافتم که بیش از پیش منطبق بر
سلیقه جهانی بود. این امر موجب شد در سال 4210با دریافت تندیس طلایی از انگلستان، به عنوان بهترین تولیدکننده فرش های دستباف ایرانی معرفی شوم. به دنبال این موفقیت،
همزمان با افتتاح نمایشگاه دائمی فرش در خیابان فرشته، شرکت خانه فرش عظیم را ثبت نمودم؛ شرکتی که امروزه به عنوان برند عظیم زاده، جزو شناخته شده ترین برندهای کشور است و علاوه بر دریافت چندین تندیس از سراسر جهان و گواهینامه
ISO 9001به عنوان صادرکننده نمونه کشوری برای پنج سال متوالی انتخاب شد. صادرات فرش را با کشور آلمان شروع کردم و سپس به همه کشورها به غیر از رژیم غاصب اسرائیل فرش صادر کردم. مدیریت و کارفرینی باید در ژن انسان باشد؛ نه به سواد است نه به قیافه. مدیریت ذاتی است. در ورزش و فوتبال هم به این صورت است. 44نفر در تیم بازی می کنند اما تنها یک یا دو نفر گلزن هستند؛ بقیه بازیکن محسوب می شوند. همه بازیکنان شم گلزنی ندارند. مدیریت و کارآفرینی هم باید در ذات شخص باشد. من در هر شغلی که وارد شوم باید در رده اول باشم؛ همانطور که به مدت پنج سال متوالی صادرکننده برتر کشور شدم. در کارآفرینی هم سعی کردم به نقطه اوج برسم. در برندسازی، تنها برند فرش ایران به نام خانه فرش عظیم در ژنو به نام من ثبت شده است. خواستن، توانستن است. در بیزینس جهانی و بیند بین 461کشور بعد
از مصاحبه ها و تحقیقات متعدد که در لندن به مدت دو سال طول کشید توانستم تندیس الماس برترین بیزینس من جهان را دریافت کنم. پشتکار و اراده قوی، روحیه ریسک پذیری، جسارت
و شجاعت با روحیه توکل به خداوند عوامل موفقیت هر کارآفرینی به شمار می آید. بین کارآفرین و ثروت آفرین تفاوت بسیاری وجود دارد. کارآفرین هدف دارد. ثروت ممکن است از گران شدن قیمت دلار هم به دست بیاید؛ اما کارآفرینی محسوب نمی شود. کارآفرین باید مانند یک درخت سایه داشته باشد که زیر آن یک سفره مرتضی علی(ع) پهن باشد تا
هزاران جوان از آن بهره مند شوند. خدا هم به کارآفرین عنایت می کند. ثروت آفرین فقط سود شخصی اش را در نظر می گیرد؛ اما کارآفرین ابتدا از خودش ابداع و برکتی به جای می
گذارد تا پس از آن به سود واقعی دست یابد. کارآفرین باید صاحب ایده باشد و دست به
اختراعی بزند که تا به حال کسی انجام نداده باشد. تاریخ فرش ایران به بیش از سه هزار سال
می رسد. اما من افتخار دارم اولین فرش گِرد جهان را ابداع کردم.
خوشبختانه در حال حاضر دانشکده کارآفرینی با مدیریت آقای دکتر زالی به تربیت دانشجویان کارآفرینی می پردازد. گاه هم از من به عنوان سخنران دعوت می کنند. اما دولت باید برای
کارآفرینان کشور مانند بانک، یک هلدینگ کارآفرینی تاسیس کند و 40نفر را به عنوان هیاتمدیره انتخاب کنند تا با بودجه ای که در اختیار ایشان اختصاص می دهد به امور کارآفرینان
جوان کشور بپردازند. من حاضرم یکی از آن 40نفر باشم. این هلدینگ می تواند کارآفرینان جوانی که صاحب ایده نو و خلاقانه هستند را حمایت و راهنمایی کند. آن کارآفرین هم می
تواند عده ای دیگری از جوانان را مشغول به کار کند و به این ترتیب چرخه اقتصاد، کارآفرینی و پروژه سازی در ایران رو به بهبودی می رود.
پروژه سازی برای من معنا دارد. با تجربه سفر به اقصی نقاط جهان طرح احداث پروژه عظیم تجاری، مسکونی، اقامتی، گردشگری ، فرهنگی، ورزشی و تفریحی را در راستای تعالی و ارتقای
صنعت گردشگری ایران به منصه ظهور رساندم. برای ساخت هتل بیش از ده آرشیتکت طرح به من ارائه دادند اما هیچ کدام را نپذیرفتم. برای اینکه پروژه ام در کنار دریای خزر بود، به یکی از آرشیتکت ها گفتم برای من یک کشتی طراحی کنید؛ بگونه ای که گویی کنار ساحل پهلو
گرفته و سه برج داخل آن قرار دارد. برای اینکه در صنعت هتلداری کاری کرده باشم که کسی نکرده باشد، کابین آسانسورهای هتل را با طلا ساختم. این هتل 3ستاره دولوکس بین المللی را در قسمتی از یک مجموعه عظیم در ساحل سلمانشهر ساختم. این مجموعه در 420متر ارتفاع
دارد که شامل هتل، برج های مسکونی و مرکز تجاری است. هتل شامل 233اتاق، 7رستوران و بار، دو استخر شنا و مجموعه ورزشی و اسپا است. این مجتمع را در زمینی به مساحت 10هزار و 362متر مربع و در سطح اشغال 41هزار و 122منر مربع با زیربنای 463هزار و 327متر مربع ساختم. قرارداد مدیریت این هتل به مدت 43سال با هتل های بین المللی ملیا منعقد شده
است. شایان ذکر است برای اولین بار بعد از انقلاب اسلامی یک برند هتل خارجی با یک هتل ایرانی قرارداد بسته است. مجموعه هتل های بین المللی ملیا که در سال 4336در پالما دِ
مایورکای اسپانیا تاسیس شد یکی از بزرگترین هتل های زنجیره ای در جهان است که 270 هتل در 14کشور و 1قاره تحت برند خود دارد. من به این تعهد دادم که 3هتل دیگر هم بسازم. ولی دولتمردان هیچ حمایتی از من نکردند. در هیچ کجای جهان کسی با پول خودش هتل نمی سازد. در 10تا 30درصد کشورهای جهان برای ساخت هتل تسهیلات کم بهره می
دهند. تا به حال برای ساخت هتلم بیش از 600میلیارد تومان هزینه کرده ام که تنها 40درصد آن یعنی 36میلیارد را از بانک ها وام گرفته ام و 30درصد مابقی را شخصا هزینه کرده ام. این

پروژه 430میلیارد تومان دیگر نیاز دارد تا به اتمام برسد. قرار بود با دلار هزار تومان به من 400 میلیارد تومان وام بدهند. امروزه که دلار 100تومان شده باید 100میلیارد تومان وام بدهند.
امروزه دولت افتخار دارد که جلوی تورم را گرفته است. من با شجاعت و صراحت می گویم که این ثابت نگاه داشتن تورم نیست. این کار قفل کردن اقتصاد است. هزاران شرکت و
کارخانه تعطیل شده اند و پروژه ها نیمه تمام رها شده اند. من می خواستم 40هتل بسازم که در هر هتل 3هزار نفر مشغول به کار شوند. با این کار 30هزار نفر اشتغالزایی مستقیم داشتم. اگر صد کارآفرین مانند من پروژه هایشان به سرانجام برسد بیکاری در کشور به حداقل می رسد.
دغدغه مقام معظم رهبری بر روی دو سه موضوع است. یکی بیکاری به حداقل ممکن برسد و دیگر اینکه تولید ملی و صادرات را افزایش دهیم. در حالی که با سودهای کلان بانکی تمام
تجار به زانو درآمده اند. تا زمانی که سودهای بلندمدت را به 1درصد و سودهای کوتاه مدت را به 3درصد نرسانیم اقتصاد ایران سرپا نمی ایستد. چرا باید با من که 10سال زحمت کشیدم با همان عینکی نگاه بکنند که به یک خلافکار نگاه می کنند؟! دولت باید از کارآفرینان حمایت کند. الان دولت مدعی است که تورم را نگه داشته است. ماشینی که یک سال بخوابد کم باد می شود. ماشینی که راه نرود تصادف نمی کند. هنر مهارت رانندگی این است که در اتوبان با حداکثر سرعت مجاز حرکت کنی بدون آنکه

تصادفی داشته باشی. نگه داشتن تورم به قیمت اقتصاد قفل هیچ ارزشی ندارد. اگر دولت ادعا دارد اقتصادش قوی است اقتصاد را مانند ریل فرودگاه باز کند تا بچرخد؛ در این شرایط اگر توانستند تورم را حفظ کنند مدیریت صحیحی داشته اند. من با شجاعت می گویم بگذارید گره اقتصاد باز شود؛ ولو اینکه 30درصد هم تورم اضافه گردد. یک اقتصاددان هشتاد-نود را از دست نمی دهد تا ده- بیست را نگه دارد. اگر شرکت من خوب کار کند به کارمندم اضافه حقوق، پاداش و عیدی خوب می دهم و از جوانان دیگر هم دعوت به کار می کنم. اما اگر
اقتصاد قفل باشد مجبورم نصف پرسنلم را هم اخراج کنم. جوانان تحصیلکرده پشت سر دولتمردان به صف ایستاده اند تا ببینند چه وقت به آنها کار خواهند داد. به جای استفاده از
نیروهای تحصیلکرده جوان، از بازنشسته ها دعوت به کار می کنند. تا چه زمان باید بازنشسته ها در راس کار باشند؟ ما باید به کشورمان مانند ناموس تعصب داشته باشیم. من به ایرانم می بالم؛ به کشورم می نازم که در یک کشور ولایتی کارآفرینی و اشتغالزایی می کنم. اگر مقام ولایت لبیک بگویند سینه خیز می روم. اما اگر کشوری مانند ترکیه را به نام من هم بکنند مرد نیستم و شرف ندارم که در آن کشور آجر روی آجر بگذارم. بعضی به گرین کارت و سیتی زن خودشان افتخار می کنند
اما افتخار احد عظیم زاده این است که گذرنامه جمهوری اسلامی ایران را دارد. اما متاسفانه به افرادی که تعصب ملی دارند با همان عینکی نگاه می کنند که یک خلافکار را می بینند.

تا سال گذشته صنعت هتلداری توجیه اقتصادی نداشت؛ اما بعد از برجام همه کشورها برای سرمایه گذاری در صنعت هتلداری ایران اعلام آمادگی کرده اند. اما من در دوران رکود
اقتصاد وارد این صنعت شدم. برای جذب توریست به ایران باید فرهنگ سازی شود و از آنها استقبال خوبی به عمل بیاید. از
طرفی ما با کمبود هتل در ایران مواجه هستیم. از من هم که می توانم هتل سازی کنم هیچگونه حمایتی نمی شود. وقتی با کمپانی ملیا قرارداد بستم متعهد شدند هر هفته یک هواپیمای ایرباس تور از دبی و قطر و یک هواپیمای دیگر هم از اروپا به هتل بیاورند تا توریست ها در مازندران
تفریح خوب و سالمی داشته باشند؛ بطوریکه در یک قاب شاهد سه منظره دریا، جنگل و کوه باشند. اما از طرفی هم ما به آنها وعده داده بودیم که تا ساخت هتل به اتمام برسد فرودگاه
رامسر هم بین المللی خواهد شد. ساخت هتل رو به اتمام است اما هنوز از بین المللی شدن فرودگاه رامسر خبری نیست. ما زیر تعهد مانده ایم و به مشکل خورده ایم و دولتمردان هم هیچ حمایتی نمی کنند.
در حال حاضر بالغ بر 3هزار نیرو به طور مستقیم در هلدینگ عظیم زاده مشغول به کار هستند؛ اما در صورت اتمام ساخت پروژه نیروهای بیشتری در این مجموعه مشغول به کار خواهند شد.
من طرح صادراتی، تولیدی، اقتصادی و گردشگری دارم؛ گروه خون ام هم به همه اینها می
خورد اما نمی دانم دلیلش چیست که به من وام تعلق نمی گیرد اما از سویی به عده ای دیگر
که نه کارآفرین هستند و نه پروژه و صادرات دارند حتی بدون وثیقه وام تعلق می گیرد!

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , ,